تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
غايباند از ايشان يا ايشان از آنها غايباند و چون وعدهء صدقست از اين غيب باك نيست يا وعده داده ايشان را بسبب ايمان آوردن و تصديق كردن به آنچه غايب و پنهانست از ايشان از احوال آخرت يا بوحدة ذات الهى و صفات عزت پادشاهى و مراد به عباد در اينمقام مؤمناناند كما فى قوله فَادْخُلِي فِي عِبادِي و گويند اينمتناول مؤمن و كافر است و لكن به شرط رجوع كافران از كفر خود * ( إِنَّه كانَ ) * بدرستى كه هست * ( وَعْدُه مَأْتِيًّا ) * وعده خدا آينده اين مفعولست بمعنى فاعل و مراد آنست كه موعود خدا كه جنات عدن است البته آينده است و محقق الوقوع و اوجه آنست كه ماتى بر مفعوليت خود باقى باشد چه موعود جنت است و مؤمنان آيندگان به آن و گويند ماخوذ است از ( اتى اليه احسانا ) يعنى وعدهء خدا مفعول و منجز است * ( لا يَسْمَعُونَ ) * نشنوند بهشتيان * ( فِيها ) * در آن بهشتها * ( لَغْواً ) * سخنى بيهوده و هرزه و بىفايده مانند فحش و ساير اباطيل * ( إِلَّا سَلاماً ) * استثنا منقطعست يعنى ليكن شنوند كلام منطوى بر سلام را از جانب جناب احديت كه سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ يا سلامى از ملائكه يا از يكديگر از زجاج منقول است كه سلام اسمى است جامع هر چيز چه آن متضمن سلامت است يعنى شنوند آن چيزى را كه موجب سلامتى ايشان باشد و گويند اين استثنا متصل است و معنى اينكه اگر لغو در بهشت باشد پس سواى اين لغوى نشنوند و نظير اينست قوله
( و لا عيب فيهم غير ان سيوفهم بهن فلول من قراع الكتائب )
و يا آنكه چون معنى آن دعا است بسلامتى و اهل آن از آن بينيازند پس ظاهرا لغو مينمايد بجهة تحصيل حاصل و اما بحسب حقيقت فايده آن اكرام و تعظيم است در آيه تنبيه است بر وجوب تجنب از لغو و احتراز از آنچه حق سبحانه منزه گردانيد جنت را از آن و ما احسن قوله وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً وَإِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْه وَقالُوا لَنا أَعْمالُنا وَلَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ نعوذ باللَّه من اللهو و الجهل و الخوض فيما لا يعيننا * ( وَلَهُمْ ) * و مر ايشان را باشد * ( رِزْقُهُمْ ) * روزى ايشان از نعم عظمى * ( فِيها ) * در جنت * ( بُكْرَةً وَعَشِيًّا ) * بام داد و شبانگاه يعنى در طرفين روز ايشان را نعمتهاى بهشت خورانند چنان كه عادت متنعمانست و متوسطين ميان زهادت و رعايت كه روزى دو نوبت طعام ميخورند چون در بهشت شمس و قمر و ليل و نهار نخواهد بود پس مراد از بكره و عشى مقدار ايندو زمانست يعنى به مقدار اين دو زمان كه در دنيا شناخته باشند روزى بايشان دهند و بعضى گفته‌اند كه در بهشت اگر چه شب و روز نخواهد بود اما علامتها باشد كه بدانمقدار ليل و نهار بشناسند و در بعضى تفاسير آمده كه زمان ليل بفرو گذاشتن پرده ها و بستن درها معلوم شود و زمان نهار برفع حجاب و فتح ابواب و در تبيان آورده كه در زمان شب كنيزان بهشت خدمت مؤمنان كنند و در زمان نهار غلمان بهشت و در كشاف گفته كه بعضى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 421 | الملا فتح الله الكاشاني