تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
را و بوظايف شكر او قيام نمائيد * ( بُكْرَةً ) * در بامداد كه قبل طلوع شمس است * ( وَعَشِيًّا ) * و در شبانگه كه بعد از غروب آفتاب است و گويند عشى آخر روز است و ان يا تفسيريه است كه بعد از معنى قول واقع مىشود و يا مصدريه و بنا بر ثانى حرف جر در او مقدر است و تقدير اينكه بان سبحوا و از ابن جريح روايتست كه زكريا بر بالاى غرفه نماز گذاردى و عبادتكردى كه بدون نردبان بر آنجا نتوانستى رفت و قوم او بامداد و شبانگاه به پائين آن آمدندى و زكريا بر بام غرفه بر آمدى و ايشان را رخصت دخول دادى تا نماز صبح و شام با او گذاردندى و چون زبان او بسته شد بنا بر عادت خود به بام آن بر آمده و به اشاره ايشان را اذن داد ايشان بدانستند كه وقت وقوع امر موعود است و زكريا سه روز با قوم سخن نميتوانستى كرد اما بر تسبيح و تهليل و ذكر لسانى قادر بود و بعد از سه روز كه بر اينمنوال گذشت به حال خود آمد و يحيى بعد از گذشتن مدت حمل متولد شد و در كودكى پلاس پوشيده بود و با احبار بطريق عبادت و طاعت موافقت مينمود تا وقتى كه وحى به دو فرود آمد از حق سبحانه و تعالى خطاب بوى رسيد كه * ( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ ) * اى يحيى فراگير كتاب تورية را در اين كلام اختصار عجيب است و تقدير چنين است كه فوهبناك يحيى و اعطيناه الفهم و العقل و قلنا له يا يحيى خذ الكتاب يعنى پس بخشيديم ترا اى زكريا يحيى را و او را فهم و عقل داديم و گفتيم مر او را اى يحيى بگير تورية را * ( بِقُوَّةٍ ) * بقرينه كه تو را داديم بر اخذ آن و بر عمل كردن به آن يعنى بتابيد ما تو قادرى بر فرا گرفتن آن و توانا بر عمل بمضمون آن و گويند معنى آنست كه اخذ تورية كن بجهد وجد تمام و بعزيمة صحيحه بر احكام آن قيام نماى * ( وَآتَيْناه الْحُكْمَ ) * و داديم يحيى را حكمت كه آن فهم تورية بود و نفقه در احكام دين * ( صَبِيًّا ) * در حالتى كه كودك بود در سن سه سالگى از ابن عباس مرويست كه ( معناه آتيناه النبوة فى حال صباه و هو ابن ثلث سنين ) يعنى او را پيغمبرى داديم در حالت كودكى كه آن سه سالگى بود و قول اول از مجاهد و ابن معمر است عياشى باسناد خود از على بن اسباط روايت كرده كه او گفت من بمدينه آمدم و قصد مصر داشتم پس نزد ابى جعفر محمد بن على الرضا ( ع ) رفتم در سن پنجسالگى بود و در حسن اخلاق و سير و فهم و ذكاء او تأمل و تفكر ميكردم و تعجب مينمودم و با خود ميگفتم كه چون بمصر روم او را نزد اصحاب خود تعريف كنم و عظم رتبه و مزيت فطانت و وفور علم و فضيلت او را در اين سن پنج سالگى اعلام ايشان نمايم آن حضرت به من نگاه كرد و گفت ان اللَّه اخذ فى الامامة كما اخذ فى النبوة بدرستى كه حق سبحانه اخذ امامت مىكند بر همان طريق كه اخذ نبوت مىكند بعد از آن اين هر دو آيه را تلاوت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 384 | الملا فتح الله الكاشاني