تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
بآنكس كه بيافريد تو را * ( مِنْ تُرابٍ ) * از خاك يعنى پدر تو را كه اصل مادهء تست از آن آفريد يا خود مادهء اصل تو را از آن خلق كرده * ( ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ) * پس از نطفه كه مادهء قريبه تست * ( ثُمَّ سَوَّاكَ ) * پس تو را راستكرد باستقامت قامت * ( رَجُلًا ) * مردى يعنى آدمى به حد رجال رسيده كفر او را ببعث مثل كفر او گردانيده است به خدا به جهت آنكه منشا آن شك وى بود در كمال قدرت خدا و لهذا مرتب ساخت انكار او را بر خلق او از تراب چه هر كه قادر باشد ببدء خلق او از تراب هر آينه قادر خواهد بود به آنكه او را از آن اعاده كند * ( لكِنَّا ) * اصل لكنا لكن انا است كه حذف همزه شده يعنى ليكن من ميگويم كه * ( هُوَ اللَّه ) * او است خداوند به حق كه * ( رَبِّي ) * پروردگار تو و آفريدگار من است از خاك و نطفه * ( وَلا أُشْرِكُ ) * و انباز نميگردانم * ( بِرَبِّي أَحَداً ) * به خداوند خود هيچ كس را * ( وَلَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ ) * و چرا چون كه در آمدى * ( جَنَّتَكَ ) * ببوستان خود * ( قُلْتَ ما شاءَ اللَّه ) * نگفتى كه آنچه خدا خواهد چنان شود و يا امر و شان آن چيزيست كه خدا خواهد بنا بر اول مبتدائيست خبر محذوف و بنا بر ثانى بر عكس آن مراد آنست كه چرا بجاى آنچه گفتى كه هرگز زوال به اين باغ من نرسد نگفتى كه اگر خدا خواهد فانى گرداند و چرا قايل به اين نشدى كه * ( لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه ) * نيست قوة هيچكس مگر به خدا يعنى بايستى كه بعجز خود اعتراف كردى و دانستى كه آنچه تو راست از عمارت و باغ و تدبير امر آن بمددكارى لطف حضرت بارى است انس بن مالك روايت مىكند از رسول ( ص ) كه هر كه چيزى را بيند كه آن در چشم او نيكو آيد بگويد كه * ( ما شاءَ اللَّه لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه ) * چشم بد بدان نرسد هشام ابن سالم و ابان بن عثمان از صادق ( ع ) روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرمود كه عجب دارم از كسى كه خايف باشد از چيزى و ملتجى نشود بگفتار حَسْبُنَا اللَّه وَنِعْمَ الْوَكِيلُ چه حقتعالى در عقب اينفرمود كه فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّه وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ عجب دارم از شخصى كه غمگين شود و متوسل نشود به كلمه طيبهء لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ چه حقتعالى در عقب آن ميفرمايد كه وَنَجَّيْناه مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ و تعجب ميكنم از كسى كه خواهند كه مكرى به او رسانند و او نگويد أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّه إِنَّ اللَّه بَصِيرٌ بِالْعِبادِ تا از مكر ايمن شود زيرا كه حقتعالى در عقب آن فرموده كه فَوَقاه اللَّه سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا و عجب دارم از كسى كه ارادهء دنيا و زينت آن را داشته باشد چرا نگويد ما شاء اللَّه لا قوة الا باللَّه چه بعد از اين مذكور است كه فعسى ربى ان يؤتين خيرا الخ و عسى از خدا بمعنى وجوب است القصه يهودا بر وجه جارى خود و تهديد قطروس گفت كه * ( إِنْ تَرَنِ أَنَا ) * اگر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 342 | الملا فتح الله الكاشاني