و در اين دليل است بر آنكه هر چه دليلى بر آن نباشد مردود است و تقليد در آن غير جايز * ( فَمَنْ أَظْلَمُ ) * پس كيست ستمكارتر * ( مِمَّنِ افْتَرى ) * از كسى كه افترا كند و ببندد * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر خداى دروغ را كه آن نسبت دادن شركا است بوى قبل از اين مذكور شد كه طغيانوس بعد از معارضه ايشان را مهلت داد و ايشان فرار كردند تمليخا كه مهتر ايشان بود در اثناى راه بايشان گفت * ( وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ ) * و چون با يك سو شديد از اهل شرك و دورى جستيد از آنها * ( وَما يَعْبُدُونَ ) * و از آنچه ميپرستيدند * ( إِلَّا اللَّه ) * مگر خداى و ميتواند بود كه ما مصدريه باشد يعنى چون اعتزال كرديد از اهل شرك و از عبادت الهه ايشان مگر عبادت خداى به حق و بر هر تقدير چون
كه ايشان خداى را معبود ميدانستند و بتان را در عبادت شريك ميساختند تمليخا فرمود كه چون از ايشان و از معبودان باطل ايشان بر يك طرف شديد و روى بخداى يگانه آورديد كه معبود به حق است و خداوند مطلق * ( فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ ) * پس بازگشت كنيد بسوء غار و در او جاى گيريد * ( يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ ) * تا بگستراند براى شما آفريدگار شما يعنى بسيار گرداند بر شما * ( مِنْ رَحْمَتِه ) * از بخشايش خود در هر دو سراى از بسط روزى و مثوبت اخروى * ( وَيُهَيِّئْ لَكُمْ ) * و بسازد براى شما * ( مِنْ أَمْرِكُمْ ) * از كار شما * ( مِرفَقاً ) * آن چيزى كه بدان نفع گيريد در دين و دنيا جزم بودن ايشان به اين سخن جهت نصوح يقين و خلوص ايقان و قوت وثوق ايشان بود بفضل خداى آيه دليلست بر عظم منزلت هجرت و قبح مقام در دار الكفر گاهى كه اظهار كلمه توحيد در آن متعذر باشد القصه چنانچه گذشت چون جوانان اتفاق كرده بكوه بر آمدند و شبان ايشان را بغار در آورد در آنجا قرار گرفتند حقتعالى خواب بر ايشان برگماشت و همانجا بخفتند و طغيانوس بعد از دو سه روز بافسوس آمده احوال ايشان پرسيد و راه بديشان برده در غار آمد آن را به سنگ بر آورد تا همه در آنجا هلاك شوند و برگشت و غار ايشان در طرف جنوبى كوه بناقلوس واقع شده لا جرم آفتاب بوقت طلوع و غروب بر هر دو جانب آن ميگردد عفونت آن را تحليل كرده هوا را باعتدال باز مىآورد و در درون غار نمىتابد تا الوان و اجساد ايشان را متغير و ثياب ايشان را كهنه نگرداند كما قال جل ذكره * ( وَتَرَى الشَّمْسَ ) * و بينى تو اى بيننده آفتاب را * ( إِذا طَلَعَتْ ) * چون طلوع كند * ( تَتَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ) * ميل كند از غار ايشان * ( ذاتَ الْيَمِينِ ) * به حجتى و طرفى كه خداوند دست راست است يعنى بسوى راست آن غار چه غار در مقابله قطب شمال افتاده و به جهت اين شعاع آفتاب بر ايشان واقع نميشود تا ايشان را متبدل و متغير سازد * ( وَإِذا غَرَبَتْ ) * و چون
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٢٧