تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
علم ازلى ما تعلق داشت بحدوث وجود آن در زمان استقبال تعلق گيرد علم ما تعلقى خالى مطابق آنچه حاصل شده و وجود گرفته باشد مراد آنست كه تا ظاهر شود معلوم ما بر آنچه دانسته‌ايم در ازل و آن معلوم اينست * ( أَيُّ الْحِزْبَيْنِ ) * كدام از دو گروه از اصحاب كهف كه اختلاف كرده‌اند در مدت لبث خود كما قال قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ و يا از غير ايشان از اهل كتابين كه اختلاف كردند در مدت و در عدد ايشان و يا از مؤمن و كافر يا متقدمين و متاخرين و بر هر تقدير معلوم گردد كه كدام از اينها * ( أَحْصى ) * شمار نگاه دارنده تر است * ( لِما لَبِثُوا أَمَداً ) * مر آن اندازه مدتى را كه ايشان درنگ كردند در غار يعنى دانسته شود كه ضبط زمان لبث ايشان كدام گروه كرده‌اند و شماره كه راستتر است و يا احصى فعل ماضى است يعنى كدام از دو فريق ضبط كرده زمان لبث ايشان را * ( نَحْنُ نَقُصُّ ) * ما قصه ميكنيم يعنى ميخوانيم * ( عَلَيْكَ ) * بر تو كه محمدى ( ص ) * ( نَبَأَهُمْ ) * خبر ايشان را * ( بِالْحَقِّ ) * بصدق و راستى * ( إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ ) * بدرستى كه ايشان جوانانى بودند كه از روى صدق * ( آمَنُوا بِرَبِّهِمْ ) * ايمان آوردند بپروردگار خويش * ( وَزِدْناهُمْ ) * و بيفزوديم ايشان را * ( هُدىً ) * راه نمونى يعنى ثبات يقين بوسيله زيادتى لطف و توفيق * ( وَرَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ ) * و بستيم بر دلهاى ايشان يعنى استوار ساختيم دل ايشان را و قوت داديم بر صبر بر هجرت وطن و اهل و مال و اظهار حق و جرات ارزانى داشتيم در رد سخن بر طغيانوس تا ايشان را در دل قوى گردانيديم * ( إِذْ قامُوا ) * چون بايستادند در پيش وى ايشان را بپرستش بت دعوت كرد * ( فَقالُوا رَبُّنا ) * پس گفتند پروردگار ما * ( رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آفريدگار آسمانها و زمينها است * ( لَنْ نَدْعُوَا ) * هرگز نخواهيم پرستيد * ( مِنْ دُونِه إِلهاً ) * بجز از وى معبودى * ( لَقَدْ قُلْنا ) * بخداى كه گفته باشيم * ( إِذاً ) * آن هنگام كه ديگرى را پرستيم * ( شَطَطاً ) * سخنى بعيد از حق و متناهى در ظلم يعنى محض خطا و دروغ * ( هؤُلاءِ قَوْمُنَا ) * آن گروه كه كسان مااند در نسب يعنى جمعى از اهل افسوس * ( اتَّخَذُوا ) * فرا گرفتند بسبب تهديد طغيانوس و بيم قتل * ( مِنْ دُونِه ) * بجز خداى به حق * ( آلِهَةً ) * خدايان ديگر كه بر باطلاند اين اخبار است در معنى انكار * ( لَوْ لا يَأْتُونَ ) * چرا نميآوردند كافران * ( عَلَيْهِمْ ) * بر پرستش بتان و استحقاق ايشان مر عبادت را * ( بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ ) * حجتى روشن و برهانى ظاهر يعنى طغيانوس و گماشتگان او بوعيد قتل مردمان را تكليف بتپرستى ميكنند نه بحجت و برهان