* ( أَنْ يَخْسِفَ ) * از آنكه فرو برد خدا شما را * ( جانِبَ الْبَرِّ ) * بكرانه از زمين يعنى آنكه قادر است بر آنكه شما را در آب فرو برد توانا است بر آنكه در خاك نهان كند * ( أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ ) * يا فرو فرستد بر شما * ( حاصِباً ) * بادى كه سنگ افكند بر شما يعنى قادر است كه شما را سنگباران كند * ( ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ ) * پس نيابيد براى خود * ( وَكِيلًا ) * نگه دارنده كه شما را محافظة كند چه هيچكس رد فعل حق تعالى نتواند كرد * ( أَمْ أَمِنْتُمْ ) * آيا ايمن شديد * ( أَنْ يُعِيدَكُمْ ) * آن را كه باز گرداند شما را و در آورد * ( فِيه ) * در دريا * ( تارَةً أُخْرى ) * بار ديگر يعنى در دل شما افكند تا ديگر باره ميل سفر دريا كنيد و در كشتى نشينيد * ( فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ ) * پس فرستد بر شما * ( قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ ) * شكننده از باد يعنى بادى برانگيزاند كه كشتى را بكشند * ( فَيُغْرِقَكُمْ ) * پس غرق گرداند شما را * ( بِما كَفَرْتُمْ ) * سبب
آنچه ناسپاسى كرديد ما مصدرية است يعنى بسبب كفر آن شما را غرق گرداند * ( ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ ) * پس نيابيد براى خود * ( عَلَيْنا بِه ) * بر ما به آن غرق كردن * ( تَبِيعاً ) * مطالبى از پس در آينده كه داورى كند و خواهد كه انتقام كشد از ما و يا زبان باعتراض دراز كند و گويد چرا چنين كردى
و چون حكايت كرد از قول ابليس كه هذا الذى كرمت على در عقب آن ذكر مكرمة آدم فرمود بقوله * ( وَلَقَدْ كَرَّمْنا ) * و هر آينه گرامى كرديم * ( بَنِي آدَمَ ) * فرزندان آدم را * ( وَحَمَلْناهُمْ ) * و برداشتيم ايشان را يعنى سوار گردانيديم * ( فِي الْبَرِّ ) * در بيابان بر چهارپايان * ( وَالْبَحْرِ ) * و در دريا بكشتيها * ( وَرَزَقْناهُمْ ) * و روزى داديم ايشان را * ( مِنَ الطَّيِّباتِ ) * از طعام هاى پاكيزه و با لذت * ( وَفَضَّلْناهُمْ ) * و افزونى داديم ايشان را * ( عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا ) * بر بسيارى از آنچه آفريدهايم * ( تَفْضِيلًا ) * افزونى دادنى بغلبه و استيلا يا بشرف و كرامت كاشفى در تفسير خود آورده كه علما را در تكريم ايشان سخن بسيار است صاحب بحر الحقايق فرموده كه كرامت انسان بر دو قسم است جسدانى و روحانى جسدانى تمام انسان را باشد از مؤمن و كافر و آن تخمير طينت ايشانست به بدن و تصوير در رحم و حسن صورت و مزاج قريب باعتدال و راستى قامت و اخذ بيدين و اكل باصابع و تزيين بلحى و ذوائب و تميز به عقل و افهام بنطق و اشارت و حظ و راه يافتن باسباب معيشت و تمكن از حرف و صناعات و روحانى دو قسم است عامه و خاصه اما آنچه عام است مؤمن و كافر در آن شريكند چون نفخ روح و اخراج از صلب آدم عليه السلام و استماع قول الست بربكم و انطاق بجواب بلى و عهد بر عبوديت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٩٠