تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
را كه خداوند به حق است چه عبادت غايت تعظيم است و آن سزاوار نيست مگر براى كسى كه در غايت عظمت باشد و نهايت انعام اين كلام بمثابه تفضيلست در سعى آخرت * ( وَبِالْوالِدَيْنِ ) * عطفست بر آن لا تعبدوا كه حرف جر در او مقدر است اى بان لا تعبدوا الا اياه و ان تحسنوا بالوالدين يعنى امر كرد خداى به آنكه نيكو كنيد به پدر و مادر * ( إِحْساناً ) * نيكويى كردنى عبادت خود را باحسان والدين مقترن ساخت زيرا كه والدين سبب قريباند مر وجود و تربيت اولاد را و نميتواند بود كه با متعلق احسان باشد زيرا كه صله بر مصدر مقدم نميشود * ( إِمَّا يَبْلُغَنَّ ) * ما زائده است براى مبالغه و لهذا صحيح است لحوق نون مؤكده در فعل يعنى اگر البته برسد * ( عِنْدَكَ الْكِبَرَ ) * نزديك تو بزرگ سالى و كبر سن * ( أَحَدُهُما ) * يكى از پدر و مادر * ( أَوْ كِلاهُما ) * يا هر دو يعنى چندان بزيبند كه پير شوند و محتاج خدمت تو گردند * ( فَلا تَقُلْ ) * پس مگو مر ايشان را * ( لَهُما أُفٍّ ) * كلمه اف كه آن را ميگويد كسى كه از چيزى بتنگ آيد يا بر او گران گردد و يا بناپاكى آلوده شود و آن اسم فعلست بمعنى اتضجر و مبنى بر كسر است بجهة التقاء ساكنين و تنوين آن در قرائت حفص براى تنكير است و تخصيص نهى از اف بكبر سن با آنكه در جميع اوقات منهى است به جهت آنست كه احتياج والدين بتعهد و تفقد در اينوقت بيشتر است و هر گاه كه اف موجب عقوق باشد پس شتم و ضرب بطريق اولى بدليل مفهوم موافقه چنان كه در اصول مقرر است خلاصهء سخن اينست كه اين كلمه كه دالست بر ضجارة و ملالت دل با ايشان مگو يعنى از ايشان بتنگ ميا و صحبت ايشان را گران مشمر * ( وَلا تَنْهَرْهُما ) * و زجر مكن و بانك مزن بر ايشان سخن ايشان را جواب درشت بازمده * ( وَقُلْ لَهُما ) * و بگو مر ايشان را * ( قَوْلًا كَرِيماً ) * سخن نيكو از روى ادب و حرمت يعنى ايشان را بنام مخوان بلكه بگوى كه ( يا ابتاه و يا اماه ) نزد سعيد بن مسيب معنى آنست كه با ايشان چنان سخن كن كه بنده گناه كار عاجز با خواجه خشمناك درشتخوى سخن گويد * ( وَاخْفِضْ لَهُما ) * و فرو گير براى ايشان * ( جَناحَ الذُّلِّ ) * بال تذلل و تواضع را اضافه جناح بذل اضافه بيانيه است چون حاتم جواد يعنى جواد يعنى فرود آر براى پدر و مادر بال خود را كه ذليل و فروتن باشد مراد آن است كه با ايشان تكبر و بزرگى مكن بلكه فروتنى كن و تلطف و ملايمت نماى * ( مِنَ الرَّحْمَةِ ) * از فرط بخشش تو بر ايشان براى آنكه تو ديروز محتاج ايشان بوده در تربيت امروز محتاج تواند در خدمت و تقويت * ( وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما ) * و بگو اى پروردگار من رحم كن و ببخشاى بر ايشان * ( كَما رَبَّيانِي صَغِيراً ) * هم چنان كه پروردند مرا در حالتى كه خورد بودم يعنى بر ايشان رحمتى كن كه مانند رحمت ايشان باشد