پس واجب شود عَلَيْهَا الْقَوْلُ بر اهل آن ديه گفتار يعنى كلمهء عذاب كه سبقت گرفته است در حكم ازلى يعنى مستوجب عقوبت شوند فَدَمَّرْناها پس از بيخ و بنياد بركنيم آن را يعنى هلاك كنم اهل آن را يا تخريب آن ديار كنيم تَدْمِيراً هلاك كردنى و از
بنياد بر كندنى بعد از آن اخبار مىكند از حال و مال قرون ماضيه بقوله * ( وَكَمْ أَهْلَكْنا ) * و بسيار هلاك كرديم * ( مِنَ الْقُرُونِ ) * از اهل قريه ها * ( مِنْ بَعْدِ نُوحٍ ) * از پس فوت نوح ( ع ) چون قوم عاد و ثمود و امثال ايشان و قرن صد و بيست سال است يا صد و چهل يا هشتاد يا سى يا مدتى كه اعمار اهل آن عصر از آن در نگذرد و عبد اللَّه بشير مازنى روايت كرده كه رسول ( ص ) دست بر من نهاد و فرمود اين غلام قرنى بماند گفتند يا رسول اللَّه قرن چه باشد گفت صد سال راوى گويد كه سال ميشمردم صد سال بزيست * ( وَكَفى بِرَبِّكَ ) * و پسنديده است پروردگار تو * ( بِذُنُوبِ عِبادِه ) * بگناهان بندگان خود * ( خَبِيراً ) * دانا كه ذنوب پنهان ايشان را داند * ( بَصِيراً ) * بينا كه خطيئات آشكاراى ايشان را بيند پس بر وفق آن همه را معاقب سازد و تقديم خبر به جهت تقديم متعلق آنست آوردهاند كه منافقان در غزوات با مؤمنان بيرون مىرفتند و غرض ايشان حصول غنيمت بود نه خلوص مجاهده حقتعالى فرمود كه * ( مَنْ كانَ ) * هر كه باشد كه از روى خساسة همت * ( يُرِيدُ الْعاجِلَةَ ) * خواهد از اينجهان شتابنده يعنى نعمت و لذت آن را * ( عَجَّلْنا لَه ) * بشتابانيم مر او را * ( فِيها ) * در دنيا يعنى بتعجيل بدهيم مال و متاع دنيا را * ( ما نَشاءُ ) * آنچه خواهيم از آن * ( لِمَنْ نُرِيدُ ) * براى آن كس كه خواهيم از طالبان دنيا * ( ثُمَّ جَعَلْنا ) * پس آماده كنيم * ( لَه جَهَنَّمَ ) * براى او دوزخ را در آخرت * ( يَصْلاها ) * در آيد بدوزخ * ( مَذْمُوماً ) * در حالتى كه نكوهيده باشد * ( مَدْحُوراً ) * رانده شده از رحمت خدا بدانكه تقييد متعجل و معجل و معجل له بمشيت و اراده به جهت آنست كه هر متمنى تمناى خود را نمىيابد و هر كس بجميع آرزوهاى خود نمىرسد و قوله لمن نريد بدل بعض است از كل * ( وَمَنْ أَرادَ الآخِرَةَ ) * و هر كه خواهد آخرت را يعنى بهشت * ( وَسَعى لَها ) * و بشتابد براى آن يعنى سعى كند باعمال نيكو در طلب بهشت * ( سَعْيَها ) * آنچه حق سعى آن باشد كه آن اتيانست باوامر و انتها از مناهى نه تقرب به آنچه اختراع كنند براى خود و فايده لام بجهة اعتبار نيت و اخلاص است * ( وَهُوَ مُؤْمِنٌ ) * و حال آنكه آن ساعى مؤمن باشد يعنى ايمان صحيح
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٦٤