تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
به آنكه نجات او و كسان او از طوفان ببركت شكر گذارى او بوده و مرويست از ابو عبد اللَّه و ابو جعفر ( ع ) كه نوح در هر صبح و شام گفتى اللهم انى اشهدك ان ما اصبح و امسى بى من نعمة فى دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك لك لك الحمد و لك الشكر بها على حتى ترضى و بعد الرضا بجهة اين حقتعالى او را بعبد شكور مدح فرموده و در خبرى ديگر آمده كه چون طعام خوردى گفتى الحمد للَّه الذى اطعمنى و لو شاء اجاعنى و چون شربتى آب خوردى گفتى الحمد للَّه الذى سقانى و لو شاء اظمأنى و چون جامه پوشيدى گفتى الحمد للَّه الذى كسانى و لو شاء اعرابى و چون كفش در پاى كردى گفتى الحمد للَّه الذى حفانى و لو شاء احفانى و چون قضاء حاجت كردى گفتى الحمد للَّه الذى اخرج عنى اذاه فى عافية و لو شاء حبسه على و چون حقتعالى امر كردى بنى اسرائيل را بتوحيد و ترك اشراك در عقب آن بيان آن چيزى مىكند كه برايشان جارى شد از سوانح حالات و حوادث بليات و فرمود كه * ( وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ ) * قضى بمعنى خلق آمده چون فقضيهن و بمعنى فصل حكم كقوله وَاللَّه يَقْضِي بِالْحَقِّ و بمعنى امر كه وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه و بمعنى اخبار و اعلام هم چنان كه در اينمقام چه معنى آنست كه خبر داديم و اعلام كرديم و در انوار گفته كه وحى كرديم وحى مقتضى و مجزوم يعنى بر وجه تطمع و جزم پيغام فرستاديم بايشان كه * ( فِي الْكِتابِ ) * در تورية و بيان كرديم كه * ( لَتُفْسِدُنَّ ) * هر آينه فساد كنيد و تباهى از شما پديد آيد * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين شام * ( مَرَّتَيْنِ ) * دو بار يعنى دو فساد از شما ظاهر شود در اول آن مخالفت احكام تورية بوده با شنيدن امر ارمياء پيغمبر ( ص ) كه برايشان مبعوث شده بود بعد از موسى و كشتن ايشان شعياء پيغمبر را و افساد دوم قتل زكريا و يحيى و قصد اهلاك عيسى ع غرض آنست حقتعالى بايشان اخبار كرد كه شما دو بار فساد خواهيد كرد * ( وَلَتَعْلُنَّ ) * و بلند خواهيد شد * ( عُلُوًّا كَبِيراً ) * بلند شدنى بزرگ يعنى بسيار سركشى خواهيد شد از طاعت من و تكبر خواهيد نمود بر آفريدگان من از روى ظلم و ستم * ( فَإِذا جاءَ ) * پس آن هنگام كه بيايد * ( وَعْدُ أُولاهُما ) * وعده عقاب افساد اول از آن هر دو * ( بَعَثْنا عَلَيْكُمْ ) * برانگيزيم و مسلط كنيم بر شما بر وجه تخليه * ( عِباداً لَنا ) * بندگانى كه ما را هستند اين اضافه خلق است نه اضافه مدح يعنى بندگانى كه مخلوق مااند چه مراد بخت نصر بابلى است و جنود او بقول اصح عامل لهراسف بود كه پادشاه بابل بود و گفته‌اند مراد جالوت بوده يا سنجاريب يا رئيس عمالقه و مثل اينست قوله أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا پس صفة آنها مىكند كه * ( أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ) * خداوند