تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
كه سر را برداشته بود به من مينگريد پس حقتعالى به من تكلم فرمود گفتم يا رسول اللَّه ( ص ) حقتعالى با تو چه گفت فرمود به من خطاب كرد يا محمد ( ص ) انى جعلت عليا وصيك و وزيرك و خليفتك من بعدك فاعمله بها فانه يسمع كلامك فاعلمته و انا بين يدى ربى عز و جل فقال لى قد قبلت و اطعت يعنى حق تعالى به من گفت كه اى محمد ( ص ) من على را وصى تو گردانيدم و وزير و خليفه تو ساختم از پس تو پس به او اعلام كن كه سخن تو را ميشنود من نزد پروردگار خود اين معنى را با على گفتم و على در خانه خود بود به من مينگريست و سخن مرا ميشنيد پس به من گفت يا رسول اللَّه من قبول امر الهى كردم و اطاعت و فرمان بردارى او نمودم پس حقتعالى بملائكه امر كرد كه همه بر على سلام كردند و على جواب سلام ايشان باز گفت و من همه فرشتگان را ديدم كه يكديگر را بشارت ميدادند بوصايت و خلافت على و بر هيچ گروهى از فرشتگان نگذشتم مگر مرا تهنيت كردند و گفتند يا محمد و الذى بعثك بالحق لقد دخل السرور على جميع الملائكة باستخلاف اللَّه عز و جل لك ابن عمك يعنى اى محمد ( ص ) به حق آن خدايى كه تو را به حق بخلق فرستاد كه همه فرشتگان را سرور و خوشحالى تمام دست داد به آنكه حقتعالى ابن عم تو را خليفه تو گردانيد و حاملان عرش را ديدم همه سرهاى خود را به زير انداخته و در زمين مينگريستند من جبرئيل را گفتم سبب چيست كه همه به زمين مينگرند جواب داد كه استأذنوا فى النظر اليه فاذن لهم از خداى خود اذن طلبيدند كه نظر در روى على كنند و اكنون متوجه علىاند و روى او را ميبينند و چون از آسمان به زمين آمدم جعلت اخبره بذلك و هو يخبرنى فعلمت انى لم أطأ الا موطا و قد كشف لعلى ( ع ) يعنى چون از معراج بازگشتم شروع كردم كه آنچه ديده بودم و شنيده با على بگويم على بر من سبقت كرده همه آنچه ديده و شنيده بودم مرا خبر داد من دانستم كه در هيچ جا قدم نزدم و به هيچ جا نرفتم مگر كه حق تعالى آن را بعلى نموده بود و او را از آن واقف ساخته بعد از آن ابن عباس گفت كه من گفتم يا رسول اللَّه ( ص ) مرا وصيتى فرما كه به آن عمل كنم فرمود عليك بحب على بن ابى طالب بر تو باد اى پسر عباس كه على را دوست دارى گفتم يا رسول اللَّه ( ص ) اوصينى مرا وصيتى كن فرمود عليك بمودة على بن ابى طالب بر تو باد بدوستى على بن ابى طالب و الذى بعثنى بالحق نبيا ان اللَّه لا يقبل من عبد حسنة حتى يسئله عن حب على بن ابى طالب و هو تعالى اعلم فان جاءه بولايته قبل عمله على ما كان فيه و ان لم يا ته بولايته لم يسأله عن شيء و امر به الى النار يعنى به حق آنكه مرا به حق بخلق فرستاد كه حقتعالى هيچ حسنه را از بندهء خود قبول نكند تا آنكه اول از وى از دوستى على بن ابى طالب سؤال كند و حال آنكه او عالمتر باشد به آن پس اگر اتيان نمايد بولايت و محبت على بن ابى طالب ( ع ) و گويد كه من محب و دوستدار علىام حقتعالى هر عمل خوبى كه از او صادر