تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
يعنى ططوس رومى يا خرور يا خردوس يا قوم او * ( لِيَسُوؤُا ) * تا آن فرستادن و برانگيختن بد سازد * ( وُجُوهَكُمْ ) * رويهاى شما را يعنى آثار غم و اندوه بر بشره شما پيدا شود و حفص ليسوؤا بجمع ميخواند يعنى آن قوم رويهاى شما را بد سازند و حذف متعلق ليسؤوا كه ان بعثنا است جهة دلالت كلام سابقست بر آن * ( وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ ) * و تا در آينده به بيت المقدس * ( كَما دَخَلُوه ) * چنان كه در آمدند در وى * ( أَوَّلَ مَرَّةٍ ) * اول بار يعنى هم چنان كه نوبة اول قوم بخت نصر در آمدند و مسجد را خراب كردند لشگر ططوس نيز در آيند * ( وَلِيُتَبِّرُوا ) * و تا هلاك كنند و نيست سازند * ( ما عَلَوْا ) * آنچه غالب شوند بر آن * ( تَتْبِيراً ) * هلاك كردنى * ( عَسى رَبُّكُمْ ) * شايد كه پروردگار شما بعد از عقوبت ثانيه * ( أَنْ يَرْحَمَكُمْ ) * آنكه رحمة كند بر شما اگر توبه كنيد و باز شما را منعم سازد * ( وَإِنْ عُدْتُمْ ) * و اگر باز گرديد نوبتى ديگر بنا بفرمانى * ( عُدْنا ) * باز گرديم ما نوبت دهيم بعقوبت ديگر ايشان در اين نوبت نيز عود كردند به آنكه تكذيب حضرت رسالت ( ص ) كردند و قصد قتل او نمودند حقتعالى عود كرد بتسليط آن حضرت بر ايشان بنى قريظه را بقتل آورد و بنى نضير را اجلا فرمود و جزيه بر بواقى نهاد و اين عقوبت دنيوى ايشان بود * ( وَجَعَلْنا جَهَنَّمَ ) * و گردانيديم دوزخ را جاويد * ( لِلْكافِرِينَ ) * براى ناگرويدگان * ( حَصِيراً ) * زندانى كه در آنجا محصور و باز داشته شوند و بر خروج قادر نباشند دوزخ را بساط و فرش ايشان گردانيديم هم چنان كه حصير كه بساط و فرش مردمان است بدانكه در اين قصه اختلاف بسيار است و هر مفسرى كه نقل به دو رسيده ايراد نموده و قول اشهر و اصح كه در مختار القصص و غير آن از كتبى كه در اخبار انبيا نوشته‌اند چنانست كه چون سلطنت بنى اسرائيل در ولايت شام بصديقه رسيد از اولاد سليمان ( ع ) و او مردى ضعيف حال و اعرج بود ملوك اطراف طمع در ولايت انبيا بسته متوجه آن صوب شدند اول سنجاريب كه ملك موصل بود بيامد و متعاقب آن سلمانان پادشاه آذربايجان رسيد و هر دو تلاش شهر بيت المقدس كردند با يكديگر محاربه آغاز كردند و آتش قتال در ميان ايشان اشتغال يافت و درياى مبارزت از صرصر مخاصمه بموج در آمد عاقبت سطوه و هيبة الهى ظهور نموده هر دو لشگر از يكديگر منهزم گشتند و غنايم ايشان بدست بنى اسرائيل افتاد و ديگر باره پادشاه روم و ملك صقالبه و سلطان اندلس هر يك با لشگر جرار كرار همه تيغ زن و نيزه گذار بر در بيت المقدس جمع شدند چون رتبه سلطنت شركت بر نتابد ايشان نيز آغاز نزاع كردند و لشكر آرايى و نبرد آزمايى قيام و اهتمام نمودند بنى اسرائيل