پس بينهما عموم و خصوص باشد چه دين شامل اصول و فروع است و ملت مخصوص به اصول و لهذا اينجا ايثار ملت فرموده بر دين چه فروع شريعت نبوى ( ص ) موافق شريعت خليل نبود و تخصيص ابراهيم به جهت آنست كه عرب راغب شوند و زودتر اجابت نمايند و متابعت كنند زيرا كه جميع عرب از ذرية اويند و ديگر جلالت قدر او در قلوب ايشان مركوز بوده و همه متفق بودند كه او بر حق است * ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي ) * بگو بدرستى كه نماز من * ( وَنُسُكِي ) * و همهء عبادت من و يا قربانى من براى حج و يا حج و عمرهء من و ضم صلاة باصل واجبات كه توحيد و عدلست بجهة آنست كه متضمن تعظيم و تكريم و تكبير او سبحانه است و محتوى بر تلاوت قرآن كه داعى است بر جميع انواع بر و مشتمل بر ركوع و سجود كه غايت خضوع است براى او سبحانه * ( وَمَحْيايَ ) * و زندگانى من يعنى آنچه من بر آنم در زندگى * ( وَمَماتِي ) * و آنچه بر آن ميميرم از ايمان و اطاعت و يا طاعات حياة و خيرات مضان به ممات چون وصيت و تدبير و يا نفس حياة و ممات * ( لِلَّه ) * مر خدايراست * ( رَبِّ الْعالَمِينَ ) * كه پروردگار عالميان است * ( لا شَرِيكَ لَه ) * در حالتى كه هيچ شريكى نيست مر او را يعنى خالص و خاص است براى او و غيرى را در عبادت شريك او نميگردانم مانند بت پرستان و قربانى بنام او ميكنم نه بنام غير او و در حج بوقت تلبيه ديگرى را با او ياد نميكنم بر خلاف اهل جاهليت كه ميگفتند ( لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك ) و گفتهاند مراد از اين كلمات تفويض خود و امور خود است به حق سبحانه يعنى هر چه ميكنم و ميگويم و دارم همه مر خدايراست و در اينكلام عاقبت فرجام تنبيه است بر آنكه بنده بايد حياة خود را صرف شهوات نكند و ممات خود را براى ورثه نگذارد * ( وَبِذلِكَ ) * و به اين اخلاص يا قول * ( أُمِرْتُ ) * مأمور شدهام * ( وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ) * و من اول مسلمانانم چه اسلام هر نبى مقدم است بر اسلام امت او و در اين بيان فضل اسلام است و وجوب اتباع حضرت رسول است ( ص ) در اسلام و بعد از بيان اخلاص در دين امر ميفرمايد رسول را به تبيين بطلان افعال مشركان بقوله * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) مر اهل شرك را كه * ( أَ غَيْرَ اللَّه ) * آيا غير خداى را * ( أَبْغِي رَبًّا ) * طلبم پروردگارى را و در عبادت او را بوى شريك سازم مروى است كه در وقت مبالغه كفار مر آن حضرت را در رجوع با دين ايشان حقتعالى اين آيه فرستاد كه اى محمد ( ص ) بر سبيل انكار و توبيخ و احتجاج بگو كه آيا من طلب غير او سبحانه كنم
* ( وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ ) * و حال آنكه او است كه آفريدگار همه چيزها است پس ما سواى او مربوب
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 499
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٩٩