تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
بزبانهاى خود به اين وجه كه آن را صرف مينمودند به آنچه مشابه سبب است چه وضع ميكردند غير مسمع را كه ذو وجهين است در موضع لا اسمعت مكروها و راعنا كه مشابه آن چيزيست كه به آن دشنام يكديگر ميدادند در موضع انظرنا و يا ظاهرا غير مسمع و راعنا ميگفتند به قصد تعظيم و در خفيه رد آن ميكردند بدعا عليه و ميگفتند كه غرض ما از اين كلام سب و نفرين و دشنام بود و يا مىپيچيدند بالسنهء خود آن چيزى را كه اضمار آن ميكردند بدعا عليه و مىگفتند كه غرض ما از اين كلام سب و نفرين و دشنام و تحقير است نه آن چيزى كه اظهار آن ميكردند از دعا و توقير * ( وَطَعْناً فِي الدِّينِ ) * و طعن و قدح ميكردند در دين اسلام طعن كردنى از روى استهزاء و سخريه و ميگفتند كه دينى كه پيغمبر آن بشبانى منسوبست معلوم است كه چه دينى خواهد بود و حال آنكه بر شبانى موسى معترف بودند و اتيان بقول متحمل بعد از تصريح بقولهم سمعنا و عصينا به جهت آنست كه جميع كفره بكفر و عصيان با پيغمبر ( ص ) مواجهه مينمودند اما بسب و دعا عليه مواجهه نميكردند و احتمال دارد ذكر عصينا در ميان يكديگر كرده باشند ذكر و اسمع غير مسمع و راعنا در علاينه و يا اينكه بعصينا ناطق نشده باشند ليكن چون كه ايمان نداشتند به پيغمبر پس گويا قائلند به كلمه و عصينا * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ ) * و اگر ايشان بجاى اسمع غير مسمع و راعنا اين قول گفتندى كه * ( سَمِعْنا ) * شنيديم سخن ترا * ( وَأَطَعْنا ) * و فرمان برديم امر ترا * ( وَاسْمَعْ ) * و بشنو سخن ما را * ( وَانْظُرْنا ) * و نگاه كن در ما يعنى ملاحظه كن و توقف فرما تا كلام ترا نيك بشنويم و بدانيم و بفهميم * ( لَكانَ ) * هر آينه بودى اين گفتار * ( خَيْراً لَهُمْ ) * بهتر مر ايشان را از استهزاء سيد انام ( ص ) و طعن در دين اسلام * ( وَأَقْوَمَ ) * و راستتر و صوابتر لو انهم قالوا در تقدير لو ثبت قولهم است و وجوب حذف فعل بعد از لو در مثل اين تركيب به جهت دلالت آن است بر آن و وقوع آن در موقع آن * ( وَلكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّه ) * و لكن رانده است حقتعالى ايشان را و از رحمت خود دور كرده * ( بِكُفْرِهِمْ ) * به جهت كفر و فرط عناد و جحود و استكبار ايشان و مجازات ايشان بر آن * ( فَلا يُؤْمِنُونَ ) * پس نمىگروند ايشان * ( إِلَّا قَلِيلًا ) * مكر گرويدنى اندك يعنى ضعيف كه معتد به و معتبر نباشد و آن ايمانست ببعضى كتب و رسل دون بعضى و يا ايمان بمخلوقات اللَّه نه بكتب و رسل او و مىتواند بود كه مراد بقليل عدم باشد كقوله ( قليل التشكى للمهم يصيبه ) اى عدم التشكى و بر هر تقدير قليلا صفت مفعول مطابق محذوفست اى ايمانا قليلا و مىتواند بود كه منصوب بر حاليت باشد از ضمير يؤمنون اى يؤمنون قلائل
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 39 | الملا فتح الله الكاشاني