سواران عرجلهام ، « 1 » حسين [ عليه السّلام دعا كرد و فرمود : خدايا ] تيرش را به هدف برسان ، و پاداش او را بهشت قرار بده . آنگاه جنگيد تا اينكه به قتل رسيد . « 2 » [ رحمت خدا بر او باد . ]
شهادت كوفيانى كه در بين راه به امام عليه السّلام پيوستند
( 1 ) [ چهار مردى كه همراه طرمّاح بن عدى نزد حسين عليه السّلام آمده بودند ، يعنى : ] جابر بن حارث سلمانى ، و مجمّع بن عبد الله عائذي و عمر بن خالد صيداوى و سعد ، غلام عمر بن خالد ، با شمشيرهايشان جلو رفته به [ سپاه عمر بن سعد ] حمله بردند ولى وقتى در دل لشكر دشمن فرو رفتند ، دشمنان آنها را احاطه كرده تحت محاصره قرار دادند و ارتباط آنها را با يارانشان قطع كردند ، [ در اين حين ] عباس بن على بر [ سپاه دشمن ] حمله برد ، و آنان را نجات داد ، [ بار ديگر ] با شمشيرهايشان حمله كردند و جنگيدند تا همگى در يك مكان به قتل رسيدند « 3 » [ خدا رحمتشان كند . ]
شهادت سويد خثعمى و بشير حضرمى
( 2 ) آخرين نفرات از اصحاب حسين [ عليه السّلام ] كه در كنار [ آن حضرت ] باقى مانده بودند :
سويد بن عمرو بن أبى مطاع خثعمى « 4 » و بشير بن عمرو حضرمى « 5 » بودند .
[ أمّا بشير پيش رفت و جنگيد تا اينكه كشته شد . خدا رحمتش كند ، ولى سويد به ميدان رفت و پس از مبارزه مجروح شد و در بين كشتهها به زمين افتاد ولى وقتى كه حسين عليه السّلام كشته شد و صداى قتل الحسين [ حسين كشته شد ] از دشمنان به گوشش
هامش
( 1 ) روز عرجله ، روز جنگى مربوط به قوم بهدله قبيلهاى از قبائل كنده از قوم او بوده . كه در آن پيروز شده بودهاند و برايشان نامآور شده بود ، لذا به آن افتخار و مباهات مىكردند ، و افتخار به چنين روزهائى از جنگهاى جاهلى در اسلام قطعاً مكروه است - اگر حرام نباشد - مگر در حال جنگ كه افتخار براى حماسه و خونگرمى استثناء شده است ، به كتابهاى جهاد مراجعه شود ، و در همينجا همينكه امام معصوم حسين عليه السّلام حاضر و ناظر بوده و نهى ننموده متضمن تجويز آن خواهد بود .
( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 445 و 446 ، به نقل از أبى مخنف از فضيل بن خديج كندى ، همراه با كمى جابجايى .
( 3 ) تاريخ طبرى ، 5 / 446 ، ادامه خبر فضيل بن خديج .
( 4 ) تاريخ طبرى ، 5 / 446 ، به نقل از أبى مخنف از زهير بن عبد الرحمن بن زهير خثعمى .
( 5 ) رك : تاريخ طبرى ، 5 / 444 ، به نقل از أبى مخنف از عبد الله بن عاصم از ضحّاك بن عبد الله مشرقىّ .