5 . و نيز مىفرمايد : جوانى انصارى در يكى از كوچههاى مدينه با زنى مواجه شد . خانم علىالرّسم چهارقد را پشت گوش انداخته بود [ و قهراً صورت و جلو سرش پيدا بود ] . چشم جوان به صورت او افتاد ؛ زن گذشت امّا جوان چشم از او بر نداشت . مىرفت و پشت سر را نگاه مىكرد تا در كوچهء باريكى بپيچد .
سر پيچ ناگهان سرش به ديوار گرفت و قطعهاى استخوان يا شيشه صورتش را شكافت . وقتى كه زن از نظر ناپديد شد ، جوان متوجّه شد كه جامه و سينهاش از خون رنگين شده ، با خود گفت : به خدا مىروم جريان را به پيامبر اطّلاع مىدهم . آمد و قصّه را نقل كرد ، اين آيه بدين مناسبت نازل شد : « به مردان مؤمن بگو :
چشم [ از نامحرم ] بپوشند و عورت خود را نگه دارند ؛ اين [ پارسايى ] براى پاكدلى آنها بهتر است ؛ خدا از كار آنان باخبر است » .
6 . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : چشم فرو خوابانيد عجايبى خواهيد ديد .
7 . و فرمود : كسى كه نگاهى حرام به زنى كند ، خدا چشمش را پر از آتش كند .
8 . و فرمود : نگاه به زيبايىهاى زنان تير شيطان است ، هر كس از اين نگاهها صرفنظر كند ، خدا مزّهء عبادتى را به او بچشاند كه مايهء شادمانى وى باشد .
9 . و فرمود : بعد از من فتنهاى براى مردان زيانبارتر از جنس زن نخواهد بود .
10 . على عليه السلام مىفرمايد : آن كه ديده را آزاد كند ، قلب را به رنج افكند ، و آن كه پياپى آزادانه نگاه كند ، حسرتى پاينده دارد .
11 . « فضل بن عباس » ترك پيامبر صلى الله عليه و آله سوار بود و به جانب عرفات مىرفتند ، فضل ، جوانى خوش سر و مو بود ؛ در بين راه به يك اعرابى برخوردند كه با خواهرش مىآمد . خانم ، زيبايى بىنظيرى داشت . اعرابى شروع به سؤالاتى از پيامبر كرد و فضل خيره خيره به آن خانم مىنگريست .
پيامبر كه متوجّه وضع فضل شد ، دستش را جلوى صورت او گرفت ، امّا
الزواج في الإسلام (ازدواج در اسلام) (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٩