حلقه زده و گريه مىكردند . ناگهان ديدند مردى ريش سفيد با سيماى زيبا و نورانى وارد شد و با آنها مشغول گريه شد . سپس رو به اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كرد و گفت :
هر مصيبتى را از جانب خدا تسليتى است و از هر فوتشدهاى عوضى است و از هر هلاكتى نجاتى است .
پس به سوى خدا انابه كنيد و به طرف او ميل و رغبت پيدا كنيد و همان گونه كه او در بلا به شما توجه و عنايت دارد شما نيز به او توجه نماييد زيرا مصيبت ديده آن كسى است كه پاداش نداشته باشد ( ولى چيزى كه پاداش دارد مصيبت محسوب نمىشود و شخص پاداشگيرنده در واقع مصيبت زده نيست بلكه مصيبت زده حقيقى كسى است كه بر اثر جزع و فزع پاداش خود را نابود كند ) اين كلمات را آن پيرمرد خوش سيما گفت و رفت . يكى از اصحاب گفت آيا پيرمرد را شناختيد ؟ » حضرت على عليه السّلام فرمود : بلى اين مرد برادر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حضرت خضر عليه السّلام بود . » « 1 »
هامش
( 1 ) بيهقى از علماى اهل سنت است او مردى زاهد و به كم دنيا قانع بود ، وقتى از او سؤال كردند آيا معاويه به خاطر جنگ با على از ايمان بيرون رفته است يا نه ؟ در جواب گفت :
معاويه وارد ايمان نشده بود تا از آن بيرون رفته باشد ، بلكه در زمان رسول خدا از كفر به نفاق وارد شد و سپس به همان كفر اصلى برگشت . بيهقى صاحب تأليفاتى است مانند سنن كبير و سنن صغير و دلائل النّبوه و شعب الايمان ، او در سال 458 در نيشابور مرد و او را به بيهق بردند . بيهق مكانى است نزديك سبزوار ( مشاهير دانشمندان اسلام ، ج ، 3 ، ص 107 ) .