عز و جل و از امانتها و وديعههايى است كه در مدت معين و محدودى در دست ما است و ما از آنها بهرهمند مىشويم ( هر وقت مدت امانتدارى به پايان رسد صاحب امانت امانت را مىبرد ) سپس بر ما واجب كرده است كه در برابر نعمتها شكر كنيم و در برابر بلاها صبر نماييم .
فرزند تو يكى از مواهب و وديعهاى بود كه خداوند مدتى تو را از آن بهرهمند و مسرور نمود و سپس امانتش را گرفت و در مقابل آن اجر كثير و صلوات و رحمت و هدايت « 1 » به تو عطا مىفرمايد ، به شرطى كه در فقدان او صبر كنى و اين مصيبت را به حساب خدا بگذارى و براى رضاى او اين سختى را تحمل كنى .
پس اى معاذ ! بر اثر بىصبرى و بيتابى دو مصيبت براى خودت فراهم نكن تا اجرت از بين برود و بر آنچه از دستت رفته است پشيمان شوى ( يعنى اگر بىصبرى و جزع و فزع كنى به دو مصيبت مبتلا مىشوى يكى داغ فرزند و ديگرى از بين رفتن اجر كه به مراتب از داغ فرزند بزرگتر است ) .
پس اگر بر ثواب مصيبت خويش واقف شوى و صبر و بردبارى پيشه كنى خواهى فهميد كه مصيبتت در برابر پاداشى كه خدا عنايت مىفرمايد بسيار ناچيز است و خداوند به وعده وفا خواهد كرد .
هامش
( 1 ) اشاره است به آيه 157 سوره بقره كه مىفرمايد :أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ. كه در اين آيه خداوند صلوات و رحمت و هدايت خويش را به مصيبت ديدگان صابر داده است .