سرازير مىشود .
گريه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بر شهداى احد
زمانى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از جنگ احد به طرف مدينه بر مىگشت « جهينه » دختر « جحش » به ملاقات حضرت آمده بود . مردم خبر شهادت عبد اللّه بن جحش ، برادر جهينه را به او دادند ، جهينه استرجاع كرد ( يعنى :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
گفت ) و براى برادرش طلب مغفرت نمود سپس خبر شهادت دائيش را نيز به او دادند باز استرجاع و طلب مغفرت براى او نمود ولى وقتى خبر شهادت شوهرش را شنيد بسيار ناراحت شد ، ضجه كشيد و آه و ناله كرد .
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله وقتى صبر و استقامت جهينه را در مرگ برادر و دايى و صداى صيحه او را در مرگ شوهر ديد فرمود : شوهر از براى زن خيلى عظمت دارد و فراق او برايش سخت است . لذا جهينه با آن همه صبر و بردبارىاش وقتى خبر شهادت شوهرش را شنيد فرياد برآورد .
سپس حضرت از كنار خانههاى انصار از طايفه « بنى عبد الاشهل » عبور كرد و صداى گريه و ناله آنها را كه بر كشتهشدگان خود مىنمودند شنيد ؛ اشك از ديدگان مباركش جارى شد و فرمود :
« لكن حمزة لا بواكى له »
؛ « عمويم حمزه گريهكننده ندارد . » وقتى سعد بن معاذ و اسيد بن حصين اين سخن را از حضرت شنيدند به زنان انصار گفتند : ديگر بر كشتههاى خود نگرييد ، اول