تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسكن الفؤاد (آرام بخش دل داغديدگان) (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
كه درنده‌اى او را دريده و خورده بود . پدر وقتى صحنه را ديد به طرف منزل بازگشت ، ولى او نيز در بين راه از تشنگى و گرسنگى مرد . بعضى اين روايت را با اضافاتى نقل كرده‌اند و آن اين كه ذو النون گفت : من زن نيكويى را ديدم كه هيچ گونه آثار حزن و اندوه در او مشاهده نمىشد و مىگفت : به خدا قسم كه گمان نمىكنم آن مصيبتى كه بر من وارد شده بر احدى وارد شده باشد . من از او سؤال كردم آن مصيبت چيست ؟ زن ماجراى كشته شدن دو فرزند و شوهرش را كه قبلا مذكور گرديد نقل كرد . من به آن زن گفتم پس چرا در اين مصيبت بزرگ محزون و نالان نيستى ؟ زن گفت : اگر جزع و بىتابى ، فرزندان و شوهرم را بر مىگرداند و براى من فايده مىداشت هر آينه جزع و بىتابى مىكردم ولى مىدانم كه جزع و فزع و گريه و ناله هيچ فايده ندارد ( و اگر جزع و گريه به عنوان اعتراض به مقدرات الهى باشد نه تنها فايده ندارد بلكه اجر و مزد انسان را از بين مىبرد و مقام و منزلت آدمى را نزد خداوند پايين مىآورد ) .

23 - سخن حكيمانه مادرى در مرگ فرزند خود

از بعضى اصحاب حكايت شده است كه : زنى فرزندش فوت شد و در مصيبت آن صبر و بردبارى پيشه كرد و گفت : طاعت خدا را كه صبر و بردبارى است بر طاعت شيطان كه جزع و بىتابى است ترجيح مىدهم .