عمهات تذكر دهيد . صفيه گفت : حمزه را چه شده است ؟ حضرت على عليه السّلام و زبير از باب توريه گفتند : ما نمىدانيم . صفيه رفت نزد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله حضرت فرمود : من مىترسم بر عقل صفيه از شدت ناراحتى بر حمزه صدمهاى وارد شود . حضرت دستش را بر سينه صفيه گذاشت و براى او دعا فرمود : صفيه گفت :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
و گريه كرد .
سپس حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله كنار نعش مثله شده حمزه ايستاد ، وقتى وضع دلخراش جسد عمويش حمزه را مشاهده كرد از شدت تاثر و ناراحتى گفت : اگر نه آن بود كه زنان عبد المطلب اندوهناك مىشدند او را به همين حالت مىگذاشتم كه درندگان صحرا و مرغان هوا گوشت او را بخورند تا روز قيامت از شكم آنها محشور شود زيرا كه مصيبت هر چه عظيمتر باشد ثوابش بزرگتر است .
7 - سخن مادر داغديدهاى در شهادت فرزندش
جوانى از انصار به نام « خلاد » در غزوه بنى قريظه شهيد شد .
مادرش در شهادت فرزندش خوشحالى مىكرد . مردم به او اعتراض كردند كه چرا در شهادت فرزندت رسم ماتم برپا نمىكنى ؟ مادر گفت : من به مصيبت فرزندم گرفتار شدم ولى دلم نمىخواهد كه دوستان او را ناراحت كنم . پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله براى فرزند او دعا كرد و به او فرمود : كه دو پاداش دارد زيرا اهل كتاب او را شهيد كردند .