يعنى : هركس مستعمل فيه را عام بداند ، موضوع له را نيز عام مىداند .
* مقدمة بفرمائيد جزئى از نظر منطقى بر چند قسم است ؟
بر دو قسم است : 1 - جزئى حقيقى . 2 - جزئى اضافى .
* تفاوت جزئى حقيقى با جزئى اضافى در چيست ؟
در اينست كه : 1 - جزئى حقيقى مفهومى است كه به هيچ وجه قابل صدق بر كثرين نيست .
2 - جزئى اضافى ، مفهومى است كه وقتى او را با مفهوم كلى مافوقش مقايسه مىكنيم ، جزئى است و الّا خود نيز حقيقتا يك مفهوم كلى است ، مثل : مفهوم انسان ، نسبت به مفهوم حيوان .
* با توجه به مقدمهء فوق مراد از « و لذا التجاء بعض الفحول الى جعله جزئيا اضافيا » چيست ؟
اينست كه : برخى از فحول ( مثل : صاحب فصول ) كه به خصوصيّت مستعمل فيه حروف قائلاند با برخورد با امثلهء مذكور گفتهاند :
معناى حرف در اين موارد جزئى اضافى است .
يعنى : اگرچه كلى بوده و دليل برآن ، حصول امتثال به هر فردى از ابتداء و انتها مىباشد و لكن در عين حال نسبت به معناى ابتداء و انتهاى اسمى كه كلى محض مىباشند ، جزئى اضافى است .
* مراد آخوند از « و هو كما ترى . . . » چيست ؟
اينست كه : فرمودهء صاحب فصول نيز مورد اشكال است ، چرا كه اجمالا مىگوييم :
1 - ميان معناى اسمى و حرفى از اين نظر فرقى نمىباشد .
2 - التزام به جزئى اضافى دليلى بر اينكه مستعمل فيه حروف خاصّ است نمىباشد ، چرا كه مراد از خاص ، جزئى حقيقى است و نه جزئى اضافى .
به عبارت ديگر :
1 - جزئى اضافى صرفا يك عنوان انتزاعى است و عنوان انتزاعى نمىتواند واقع را عوض كند .
2 - واقع در موارد مذكور اينست كه : مستعمل فيه و موضوع له آنها عام و كلى است . حال :
شما مىخواهيد نام اين واقع را كلى بگذاريد و يا جزئى اضافى ، حقيقت يك چيز است .
* پس مراد از « و ان كانت هى الموجبة لكونه جزئيا ذهنيا حيث . . . » چيست ؟
بيان شقّ دوم اشكال است مبنى بر اينكه :
اگر مراد شما از خاص بودن موضوع له يا مستعمل فيه ، خصوصيت ذهنى باشد ، بدين معنا كه معناى حروف را جزئى ذهنى و مصاديق ذهنى ابتداء و انتهاء و ظرفيت مىدانيد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٦٤