ترجمه
( اشكالى مقدّر به مرحوم آخوند در حمايت از شيخ اعظم )
گفته نشود كه :
بيان مزبور ( يعنى : كون البحث عن ثبوت السّنّة راجعا ما كان مفاد ( كان التامة ) ، نسبت به ثبوت واقعى ( و تكوينى ) است ، و اما ثبوت تعبّدى ( و تنزيلى ) ، چنان كه مورد قصد و غرض در اين مباحث ( يعنى : حجيت خبر واحد و غالب مباحث تعادل و ترجيح ) است ، در حقيقت مفاد كان ناقصه مىباشد ( و لذا : جزء عوارض محسوب مىشود ) .
( پاسخ جناب آخوند به اشكال فوق : )
اينست كه : بله ، ( ثبوت تعبدى از عوارض و مفاد كان ناقصه است ) لكن از جمله امورى است كه عارض بر سنت نمىشود ، بلكه ( عارض ) بر خبرى مىشود ( مثل خبر زراره از امام صادق ) كه حكايتكنندهء سنت است .
چرا كه ثبوت تعبدى بازمىگردد به وجوب عمل برطبق خبرى كه از سنت خبر مىدهد ، و اين وجوب عمل ، از عوارض خبر حاكى است و نه از عوارض سنت ، چنان كه بر كسى پوشيده نيست .
خلاصه اينكه :
ثبوت واقعى سنت از عوارض نيست ، و ثبوت تعبّدى هم گرچه از عوارض است و لكن از عوارض سنت نيست ، بلكه ( عارض ) بر خبر ( حاكى از سنت ) است .
( شقّ دوم از اشكال : )
و اما اگر مراد از ( سنت ) ، معنايى باشد اعم از سنت محكيه ( قول و فعل و تقرير ) و سنت حاكيه ( خبر واحد حاكى از قول و . . . اشكال وارده بر مشهور مرتفع مىشود و لكن اشكال ديگرى مطرح است ) :
زيرا : اگرچه بحث در مباحث ( حجيّت خبر واحد و بيشتر مباحث تعادل و ترجيح ) به اين معنا از احوال و عوارض سنت است ( و دو مسئله مذكور داخل در مباحث اصولى مىشوند ) ، و لكن سخن در بسيارى ديگر از مسائل مثل مباحث الفاظ و برخى ديگر از مسائل اصوليه ، اختصاصى به ادلّه ندارد ، بلكه اعم از آنها مىباشد و لو اينكه غرض مهم از طرح آنها علم و آگاهى به احوال خصوص ادلّه است .