ترجمه
( ملاك تمايز علوم )
بواسطهء تعريفى كه براى مسائل كرديم روشن شد كه تمايز علوم ( از يكديگر ) بواسطهء اختلاف ( آنها ) در غرض و هدفى است كه سبب تدوين آن ( علوم ) شده است ، و نه بواسطهء موضوعات و محمولات و الّا ( اگر دو اختلاف مزبور را معيار تعدد و تمايز علوم بدانيم ، مستلزم اينست كه : ) هر بابى و بلكه هر مسألهاى از هر علمى ، علمى مستقل باشد ، چنان كه ( اين مطلب ) براى كسى كه داراى كمترين تأمّل و دقت است روشن است .
پس :
اختلاف به حسب موضوع يا محمول ، موجب تعدّد علوم نمىباشد ، چنان كه وحدت آنها سبب اتحاد ( و يكى بودن ) آنها نيست .
( ملاك در موضوعيّت موضوع )
چهبسا براى موضوع علم ، كه همان كلى متحد با موضوعات مسائل است ، عنوان خاص و اسم مشخصى نمىباشد .
پس : درست است كه از آن ( موضوع ) به هر عبارتى كه برآن دلالت كند تعبير نمود ، چرا كه عدم دخالت آن ( خصوصيت عنوان و اسم ) در موضوعيّت موضوع بديهى است .
( نفى خصوصيّت ادلّهء اربعه از موضوعيّت در علم اصول )
بواسطهء بيان فوق ( كه براى موضوع علم عنوان خاص لازم نيست ) روشن شد كه موضوع علم اصول ، همان كلى منطبق بر موضوعات مسائل مختلف و متفرّقش است ، نه خصوص ادلّهء اربعه از آن جهت كه دليلاند بلكه و نه به اعتبار ذاتشان .
زيرا بديهى است كه بحث در بسيارى از مسائل مهم و اصلى اين علم ، از عوارض ادلّهء ( اربعه ) نيست .
البته بيان مزبور ( يعنى : عدم خصوصيت ادلّهء اربعه براى موضوعيت موضوع ) ، واضح و روشن است اما :
اگر مراد از ( سنت ) كه از جملهء ادلّهء اربعه است ، نفس قول يا فعل و يا تقرير امام معصوم عليه السّلام باشد ، چنانچه اصطلاح بر همين متقى شده است .