* انما الكلام در كجاست ؟
در عناوينى كه از افعال اختياريهاند و عناوينى كه از معاملات بالمعنى الاعماند .
* در رابطهء با دو قسم اخير چه نظراتى وجود دارد ؟
دو نظر و يا دو مبنا وجود دارد :
1 - برخى بر اين باورند كه معانى اين الفاظ ، مستحدثه و جديده و از اختراعات شارع مقدساند .
فى المثل : مباحثى كه تا بدين جا داشتيم بر همين مبنا بود و گفته شد كه چنين الفاظ و عناوينى وضع تعيينى استعمالى دارند .
2 - برخى نيز بر اين عقيدهاند كه معانى الفاظ مزبور مستحدثه و تازه نيستند ، بلكه يك سرى معانى قديمى است كه از ديرباز در اديان و شرايع پيشين وجود داشته است و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما نيز اين الفاظ را در همان معانى به كار برده است .
* با توجه به آنچه گذشت مراد از « هذا كلّه بناء على كونها ثابتة . . . » چيست ؟
اينست كه :
اگر ما ادعا كرديم كه الفاظ صوم و صلاة و . . . در معانى شرعى حقيقت بوده و بدينوسيله حقيقت شرعيه ثابت مىباشد ، در صورتى است كه اين معانى جديد و تازه باشند .
* مفهوم پاسخ مزبور چيست ؟
اينست كه اگر اين معانى را حادث و جديد ندانسته و به مقتضاى آياتى كه نقل شد بپذيريم كه اين معانى قبل از شريعت اسلام نيز بودهاند ، بايد بپذيريم كه الفاظ مورد نظر و مذكوره نيز در اين معانى از قبيل حقيقت لغويّه است و نه شرعيّه .
فى المثل : اگر گفته شود :
1 - از آيهء شريفهء (
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
) مىفهميم كه روزه مخصوص امت اسلامى نبوده بلكه در امتهاى سلف نيز وجود داشته است .
پس : روزه يك معناى جديد نبوده و كاملا سابقهدار است . چرا كه لفظ
( مِنْ قَبْلِكُمْ ) *
صراحت در اين دارد كه روزه از برنامههاى مذهبى شرايع پيشين بوده است .
2 - و از آيهء شريفهء (
أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ . . .
) مىفهميم كه حج از احكام تأسيسى و مخترعات اسلام نيست بلكه در زمان انبياء سلف از جمله ابراهيم نيز بوده است .