اينست كه : همين دو وضعى كه در مفردات و هيئت تركيبيه جملات وجود دارد وافى به مقصود مىباشد ، چرا ؟ زيرا : مراد از وضع مستقل و علىحده :
1 - يا غرضى است غير از غرض مترتب بر وضع مفردات .
2 - و يا همان غرض است كه تحصيل حاصل است و باطل .
به عبارت ديگر :
چون حكمت وضع افادهء مرادات و مقاصد است ، با همان دو وضعى كه بيان شد تأمين و حاصل مىشود ، و لذا وضع جداگانه لغو و بر خلاف حكمت واضع حكيم و مستعمل عاقل است و نيازى به آن نمىباشد .
* دومين دليل جناب آخوند بر مدعاى مزبور چيست ؟
اينست كه : وضع علىحده و مستقل براى مركبات غير از وضع مواد و هيئت مفردات ، مستلزم تالى فاسد است .
* اين تالى فاسد چيست ؟
اينست كه : چون لفظ قالب براى معناست و معنا نيز فرضا يكى است لازم مىآيد كه دو دلالت براى يك معناى واحد حاصل آيد :
1 - يكبار بواسطهء الفاظ مفردات جمله .
2 - يكبار به سبب نفس جمله ، و حال آنكه يك دلالت بيشتر در كار نمىباشد .
به عبارت ديگر :
از شما مىپرسيم مجموع مركب از هيئت و مفردات به چه منظورى و براى چه معنايى وضع شده است ؟
آيا براى همان معنايى است كه دو وضع قبلى برآن دلالت داشت و فى المثل بر ثبوت قيام براى زيد دلالت مىكرد و يا براى معنايى غير از آن معنا وضع شده است ؟
اگر بگوئيد : براى معناى ديگرى وضع شده است ، معقول نمىآيد ، چرا كه شما از ( زيد قائم ) غير از ثبوت قيام براى زيد معناى ديگرى نمىفهميد ، و اين معنا با شنيدن عبارت مذكور تنها يك بار به ذهن شنونده مىآيد و نه دو بار .
* مراد از « و لعلّ المراد من العبارات الموهمة لذلك . . . الخ » چيست ؟
به ترجمهء متن مراجعه شود .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٢٩