تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١

105 سدهء دوازدهم سيد بدر الدين

متولد سال 1062 اى پاره كاغذى كه بر روى تو ، هرگاه آواى دل خود را رقم زنم به خدا كه اشك خواهم فشاند ، بر آن افتاده اى كه پرده اى بر آن افكنده‌اند . - هرگاه ديديد كه ابرها اشگريزانند ، بگوئيد هواى زيارت كسى را دارند ، كه در خاك نجف آرميده است . - آن خاك پاكى كه فرشتگان خدا ، بر كنار آن فرود مىآيند . - آنجا امامى كه وصى پيامبر بوده ، و حيدرى كه پيشواى همهء مخلوقات است ، و آن دارندهء شرف به خاك سپرده شده است . - آنجا دوست و برادر پيغمبر ، و كسى كه همچون جان او بود خوابيده ، كه اگر خواهد ، شفاعت خواهد كرد . - آنجا برادر و فدائى پيغمبر ، كه جانش را بخاطر او فدا كرد ، مدفون شده ، كه هرگاه روايات و اخبارش را بخوانند يا تحريف كنند ، تفاوت ندارد . - در اينجا امامى مدفون است ، كه پيغمبر ، او را در « غدير » به جانشينى خويش برگماشت ، و فرياد شادباش و تبريك از مردم برخاست ، و همه اعتراف كردند .