تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
از نور آفتاب ( غزالة ) دارد . - جامهء عقل را از تن مىربايد ، جامه اى دگر مىپوشاند ، كه به دل ، آتش شوق مىنهد . تا مىرسد به اين ابيات : - ولاى پيامبر ، چونان زرهى است كه بندگان را ، از تيرهاى هلاكت و بدبختى نگاه مىدارد ، وسيلهء پيروزى است . - و پس از پيامبر ، ولى من على است ، آنكه پيش از مرگ پيغمبر ، به اين مقام سفارش شده بود - صلوات اللَّه عليهما و آلهما . - پيامبر ، در روز « خم » ، او را به امامت برگزيد ، اوست كه ريشهء دشمنان را قطع مىكند . و ياد « غدير » ، در ديگر اشعار او نيز وجود دارد ، كه از آنهمهء به ابيات فوق ، اكتفا شد .

شرح حال شاعر

ابو محمّد عبد اللَّه پسر محمّد پسر حسين ، و او پسر محمّد شويكى خطى ، كه از شيخ ابراهيم پسر شيخ على بلادى - كه ذكرش گذشت - تلمذ كرده ، و همچنين از شيخ ناصر پسر حاج عبد الحسن بحرانى دانش آموخته است . او در هنر ادبيات و شعر و آثار و هنر نمايهائى كه در اين زمينه كرده ، گامهاى بزرگى برداشته ، لكن بايد گفت كه شعرش از نمونه‌هاى متوسط به حساب مىآيد . كتابى در احوال معصومان عليهم السّلام دارد ، و ديوانى در ستايش پيامبر و خاندانش عليهم السّلام بنام « جواهر النظام » ، و ديوان ديگر در مراثى اهل بيت عليهم السّلام دارد كه « مسيل العبرات و رثاء السادات » معروف است . از اين دو ديوان ، در ظرف چهار روز قصايد زيادى استخراج ، و به صورت ديوانى به شيخ علامه آقا محمّد پسر آقا عبد الرحيم نجفى