تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
شاعر در ابيات ديگر اين قصيده گويد : - آنجا كه جبرئيل امين ، پيام خدا را با سلام و درود ابلاغ كرد . - و پيام اين بود كه همين امروز ، على حيدر - صلوات اللَّه عليه - را جانشين خود گردان ، و فرمانبرى از وى را واجب عينى اعلام كن . - پيش از آنكه اين مصاحب و يار همنشين خود را ترك بكنى ، برخيز و او را بمردم معرفى كن . - پيامبر گفت : « به چشم » و فرمان خدا ، براى من كافى و بسنده است . - مردم را در صحراى « خم » فرا خواند ، - در آن سرزمين ناهموار - و فرمود كه اى مردم ، بارها را بيفكنيد و توقف كنيد . - از جهاز شتران ، منبرى فراهم كرد ، و بر فراز آن على - آن پدر حسن و حسين عليهما السّلام - را هم فراخواند . - او را بلند كرد ، تا زير بغلهايش نمايان شد ، نور و سپيدى آن از آفتاب ماه فراتر رفت . - خطاب به اصحاب فرمود : اى مردم ، از من پيام يك شخص ناصح امين را بشنويد : - اى اصحاب و ياران من ! آيا من بر شما ، از خودتان بر شما ، نزديكتر و مسلطتر نيستم ؟ همه گفتند : بيقين تو چنين هستى ! - فرمود : هر كس كه من رهبر و مولاى او هستم ، پس از من برادر و وصى من على مولاى اوست ، اين على كه دست در دست من دارد . . . ( تا آخر قصيده ) - قصيدهء طولانى ديگرى بنام « غزالة » دارد ، كه در آن نبى بزرگوار صلَّى اللَّه عليه و آله را ستوده و اولش اين است : - اين غزاله و آهويى است ، كه شيران را به كمند مىكشد ، نورى فراتر