بسوى ميدان مىخرامد ، و پيروزمندانه پيش مىرود .
- كوههاى بلند ، از سطوت شمشيرش ، از جاى كنده مىشوند ، و از اساس و بنياد ، نابود مىگردند .
- هرگاه وصيت پيغمبر نبود ، در روز سقيفه ابو بكر و عمر ، مانند چهار نفر حساب مىشدند ، بلكه عثمان دو نفر محسوب مىشد ( 1 ) .
- پس شگفتا ، كه اين دنياى دون ، عادت كرده كه به جز افراد پست فرومايه ، به ديگرى اقبال نمىكند .
- اين چه كسى بود ، كه پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله او را به رهبرى دينى معين كرد و اين موضوع را به اطلاع همگان رسانيد ؟
- در آن روز ، كه همهء طوايف ، - هر آن كس كه از نسل عدنان بود - در آن صحراى وسيع ، حضور داشت .
- و همهء صحابه ، به محضر رسول خدا تبريك گفتند . و نخستين كسى كه فرخنده باد گفت ، دومين خليفه بود ( عمر بن خطاب ) .
- پس از آنكه خداوند ، در رسانيدن رهبرى و جانشينى ، پيغمبر را تأكيد فرمود .
- خطاب به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه اين موضوع را به مردم ابلاغ كن ، و گرنه حق رسالت و بيانگرى را ادا نكرده اى .
- اما دريغا ، كسانى بر او تقدم يافتند و پيشى جستند ، كه دربارهء آنها نصى و برهانى وجود ندارد .
- خداى ، چهرهء روزگار را خندان نكند ، چرا كه قوانين و عاداتش ، از عدل و ميزان بيرون است .
هامش
( 1 ) اشاره به حكم شهادت ، كه در آن ، شهادت و گواهى يك مرد ، معادل شهادت ، و گواهى دو زن به حساب مىآيد .