- درود خدا ، توسط سيد و سرورى بر تو باد كه پيروانش در هر دو سراى زيانكار نخواهد بود .
- درود خدا بر تو ، تا آن هنگام كه هزار دستان در باغ و راغ نغمه سرايى مىكنند ، و شاخساران در جنبشاند .
سخن شاعر مورد ترجمه در نسب و تبار خويش
در « سلوة الغريب » گفته است : فايده در ذكر شجرهء نسب ما بطور مختصر به آن مىپردازم ، و آن اينكه در پشت جلد كتابى از كتابهاى پدرم ، به خط سيد صدر الدين محمّد واعظ پسر منصور غياث الدين پسر محمّد صدر الدين پسر منصور غياث الدين - كه جد ما بوده است - چنين خواندم كه : ابو الحسن و ابو زيد على بن محمّد خطيب حمانى ( 1 ) پسر جعفر ابى عبد اللَّه شاعر ، يكى از اجداد ما بود .
گفته كه او جد من است . و او را در نسب خود وارد كرده ، و همچنين گفته است : من صدر الدين محمّد واعظ پسر ناصر الشريعه منصور پسر محمّد صدر الدين پسر منصور غياث الدين و او پسر محمّد پسر ابراهيم پسر محمّد پسر اسحق پسر على پسر عربشاه پسر امير انبه پسر اميرى پسر حسن پسر حسين عزيزى پسر على نصيبينى ، و او پسر زيد اعثم پسر على ( كه مورد ترجمه ما است ) يعنى حمانى پسر محمّد بن جعفر پسر محمّد ابن محمّد پسر زيد شهيد پسر على بن ابيطالب عليهم السّلام است .
اين متن سخن اوست ، و من مىگويم : اين على بن محمّد حمانى ، وارد در نسب ما نيست ، بلكه نسب او نيز به زيد شهيد منتهى مىشود . او همان على پسر محمّد خطيب پسر جعفر پسر عبد اللَّه شاعر است ، كه يكى از اجداد ما و پسر محمّد بن محمّد پسر زيد شهيد بوده است .
علت اينكه سيد صدر الدين ، در اين اشتباه و خطا افتاده اينست كه برخى
هامش
( 1 ) شرح حال اين شخص در جزء سوم ص 57 - 69 ط 2 آمده است .