بود ولى وقتى فهميدند نادرست و بى اساس بوده به ديارشان باز گشتند ؟
سومين مطلبى كه به دست ميآيد اين است كه او پيمانها و تعهدنامههاى مؤكد و ضمانتدار بسته دائر بر اين كه دست از رويهء خلاف اسلامش برداشته و آنچه را مورد انتقاد و نهى قرار دادهاند ترك نمايد ، و اين تعهدات در فرمانهائى كه به استانهاى مختلف نوشته و بدست شورشيان سپرده بدست آمده است ، و اين هنگامى و در شرائطى بوده كه استانها و شهرهاى كشور چنان كه امير المؤمنين على ( ع ) فرموده بر آشفتهاند ، و سپس اين تعهدات و پيمان نامهها را نقض كرده و عملا زير پا نهاده است ، پيمانهائى را كه اجرايش را از طرف او و در برابر مردم و مخالفان و شخصيتهائى چون مولا على بن ابيطالب ( ع ) و محمد بن مسلمه صحابى عظيم الشأن تضمين كردهاند و جمعى بسيار از اصحاب پيامبر ( ص ) بعنوان شاهد امضايش نمودهاند . بنابر اين عثمان با نقض پيمانهائى كه در اين خصوص بسته نشان داده است كه ايفاى به عهد و پيمان و انجام التزامات و تعهدات را واجب نميدانسته و تضمين و كفالت را حرمت نميداشته و براى شخصيتهائى كه در برابر مردم ضامن او ميشدهاند تا از آتش خشم و كيفر خلق برهانندش و مجالى براى بازگشت به قانون اسلام برايش فراهم آورند احترام و مقامى قائل نبوده است و نقض عهد را گناه و جرم و حرام نميشمرده است ، و شايد براى همهء اين جنايات و رسوائيها بهانه و توجيه و تأويلى ساخته بوده است .
در هر صورت ، شك نيست كه مسلمانان و در طليعهء آنان اصحاب « عادل و راسترو » آن بهانه و توجيهات و تأويلات را به چيزى نشمرده و اعتنائى به آن ننمودهاند و به كار خود در باز آوردن حال حاكم و حكومت و جامعه به سامان اسلام آنقدر استمرار بخشيدهاند تا به مقصود حقشان رسيدهاند .
مطلب چهارم اين كه در عهدنامه اى كه در محاصرهء اول نوشته ملتزم گشته كه به قرآن و سنت عمل كند و دست از آنچه تا آنوقت مرتكب گشته بر دارد و با اين كار به مخالفت و معارضه كسانى كه از بدعتها و خلافكاريهايش ناراحت و خشمگين بودهاند خاتمه دهد . همين التزام با مضمونى كه در عهدنامه دارد مىرساند كه وى پيش از آن
الغدير ( فارسي ) — صفحة 7
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧