سباسباند جنائبند .
يعنى دور از حضرت ربوبيت و محجوب از حق و معارف اشيائند اگر چه بيابانهاى عالم را به استدلال از اثر به مؤثر به عقول آميخته به وهمشان كه محجوب از حقيقت علم است پيمودند . « 1 »
قاطعين سباسب را فلاسفه بخصوص متكلمان دانستند و قائمون به حق را عارفان .
جنائب جمع جنيب است . در منتهى الإرب في لغة العرب گويد : جنيب اسب كتل و فرمانبردار است . در برهان قاطع گويد : كتل به ضم اول اسب جنيب باشد و آن اسبى است زين كرده كه پيش سلاطين و امرا برند .
عبد الغنى نابلسى در شرح فصوص گويد :
جنائب جمع جنيب است يعنى سوارىهاى رام و فرمانبردار كه سوارى بر آن نيست به اين سبب كه حق سبحانه در آيات نفوس قاطعون سباسب ظاهر نشده است . پس آنان حامل امانات علمى و اسرار الهى هستند . براى كسانى كه آن امانت و اسرار را در آنها مشاهده مىكنند و خود آنان يعنى قاطعان از خود بىخبرند به علت قيام و سرگرمىشان به انفسشان و اشتغالشان به احوال جهان ناسوتى نه به تجليات الهى و اين قاطعان حاملان علمند نه اهل علم . چنان كه خداوند فرمود : * ( مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً ) * « 2 » ( لم يحملوا : نفهميدند آن را ) . « 3 »
و كلّ منهم يأتيه منه
فتوح غيوبه من كلّ جانب
و هر يك از آنان چه قائمان و چه قاطعان فتوحى ( يعنى فيضى ) بر ايشان از غيبشان از هر جانب مىآيد ( هم از جانب حق تعالى به وجهى و هم از جانب حقيقت و عين ثابت عبد به وجهى ) .
اعلم وفقك الله ان الأمر مبني في نفسه على الفردية
بدان اى سالك خداوند تو را ( به فهم حقايق و تحقق به اسماء و صفاتش در غيب
هامش
« 1 » شرح فصوص قيصرى ، ص 264 .
« 2 » اسفار جمع سفر است و سفر يعنى كتاب .
« 3 » شرح فصوص ، عبد الغنى نابلسى ،