سلوك الى الله است . « 1 »
ملا عبد الرزاق در شرح فرمايد :
پس از اين سر ناقه و سر تخصيص هر پيغمبرى به مركبى ، خواهد آمد ، عيسى به حمار ، موسى به عصا و محمد به براق . « 2 »
فمنهم قائمون بها بحقّ
پس بعضى از اصحاب آن مذاهب كسانى هستند كه بر ركائب به حق ( به راستى و درستى ) قائمند .
كه مركب تن را در طاعت حق و سير به سوى حق وا مىدارند كه بگوييم اين طايفه قائم به ركائباند به استعانهء از حق تعالى و يا قائم به ركائباند به شهود حق و كشف صادق . به اين معنى كه تعينات راكبيت و مركوبيت و مسافت و ابتدا و انتها و ديگر امور و احوال ، آنها را از شهود حق باز نمىدارد و صاحب آنها نمىشود و يا بگوييم كه اين طايفه قائم به ركائباند به امر حق و چنان كه ظاهر است اين معانى نزديك به هماند .
و منهم قاطعون بها السباسب
سباسب جمع سبسب ( بيابان ) است يعنى بعضى از اصحاب اين مذاهب كسانى هستند كه بيابان عالم ظلمات و أجسام دنيوى و مادى را پيمودند و در وادى خود كاميهاى نفسانى و شهوات حيوانى سير كردند كه چون حيوان عصارى راه بسيار رفتند و به جايى نرسيدند و دور نيست كه از طايفه نخستين اهل عرفان را اراده كرده باشد و از طايفه دومى فلاسفه را . شبسترى در گلشن راز گويد :
ز دور انديشى عقل فضولى
يكى شد فلسفى ديگر حلولى
خرد را نيست تاب نور آن روى
برو از بهر او چشم دگر جوى
دو چشم فلسفى چون بود أحول
ز وحدت ديدن حق شد معطل
رها كن عقل را با حق همى باش
كه تاب خور ندارد چشم خفاش
فأمّا القائمون فأهل عين
و أمّا القاطعون هم الجنائب
اما آنان كه قائمون به حقند اهل عينند ( يعنى اهل شهود و عيانند ) و آنان كه قاطعون
هامش
« 1 » شرح فصوص قيصرى ، ص 263 .
« 2 » شرح قاسانى ، ص 167 .