از اهل بيت عليه السلام روايت است كه در شب معراج در مقامى جبرئيل عليه السلام پيغمبر ما ( ص ) را دستور توقف داد . رسول الله جهت را پرسيد .
جبرئيل گفت : زيرا « إنّ ربّك يصلَّي » فرمود : « كيف يصلَّي » جبرئيل گفت :
مىگويد : « سبّوح قدّوس ربّ الملائكة و الروح » . سبوح توحيد ذات ، قدوس توحيد صفات و « ربّ الملائكة و الروح » توحيد افعال است ، كه خلاصه اوست و صفات و افعال او « و ليس في الدار غيره ديار » ، بلكه « 1 » :
غيرتش غير در جهان نگذاشت
لا جرم عين جمله أشياء شد
اما گفتار جامى خلاصهء تقرير قيصرى است چنان كه مىگويد :
سبوح به معناى مسبح است چون قدوس به معناى مقدس معناى سبوح يعنى منزه از هر نقص و آفت و چون غالب بر نوح عليه السلام تسبيح و تنزيه حق بوده است چه قوم او بر تشبيه و عبادت اصنام متمادى بودند و معالجه شان به ضد تشبيه بود حكمت نوح را سبوحى ناميد و چون بعد از مرتبهء مبدئيت و مفيضيت مرتبهء أرواح مجرده و املاك نوريه است كه از شأن تقديس حق است ، چنان كه گفتند : * ( نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ) * ، حكمت سبوحيه را در رديف حكمت نفثيه آورد . « 2 »
خلاصه حرف قيصرى و جامى اينكه شيخ سلسلهء ترتّب ظهور انبيا را به وزان مراتب عينيهء وجود قرار داده است كه كلمهء آدم الهيه بود و شيث نفثيه كه اعطاى مواهب اسمائى بود و نوح سبوحيه كه تقديس عالم أرواح و عقول است . مانند حرفى كه دربارهء قرآن شريف دارند ، كه ترتيب سور و تنسيق آيات به وزان عوالم عينى وجود است .
از او هر عالمى يك سورهء خاص
يكى شد فاتحه و ان ديگر إخلاص
اعلم أيدك الله بروح منه أنّ التنزيه عند أهل الحقائق في الجناب الهي عين التحديد و التقييد .
شيخ فرمايد :
بدان كه تنزيه در نزد اهل حقايق ( يعنى عارفان به امور على ماهى عليه ) در جناب الهى عين تحديد و تقييد است .
هامش
« 1 » اسرار الصلاة .
« 2 » شرح فصوص جامى .