تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

تشبيه و تنزيه

اينكه ملا عبد الرزاق فرمود حضرت نوح عليه السلام مردم را به تنزيه حق خوانده « 1 » و آنها را بر توحيد و تجريد آگاه فرمود ، باز نكته اى بس شريف است . جناب ثقة الإسلام كلينى در كتاب توحيد كافى و مرحوم صدوق ابن بابويه در كتاب توحيد و ديگران در جوامع روايى از عامه و خاصه آورده‌اند كه حق تعالى را از حد تعطيل و تشبيه دور بدانيد : « سئل أبو جعفر الثاني عليه السلام يجوز أن يقال لله إنّه شيء . قال نعم يخرجه من الحدّين حدّ التعطيل و حدّ التشبيه » . « 2 » تعطيل اينكه او را از سلطنتش بر كنار بدارى و مخلوقش را از حيطه تصرفش به در برى ، و تشبيه اينكه او را با مخلوقش همنشين كنى ، نه آن چنان كن نه اين چنين . در خطبهء اول نهج البلاغه است كه « مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة » از حضرت امام صادق عليه السلام است كه : « انّ الجمع بلا تفرقة زندقة و التفرقة بدون الجمع تعطيل و الجمع بينهما توحيد » تعطيل يعنى خدا را از مملكت او به در بريم يعنى او يك طرف و مخلوق طرف ديگر تشبيه يعنى او را با مخلوق برابر كنيم او را در صفات مخلوق مقيد كنيم و شبيه مخلوق بدانيم . اما بيان قيصرى در وجه تسميهء فصّ نوحى به حكمت سبوحى : چون بعد از مرتبهء الهيت و مبدئيت مرتبهء عالم أرواح كه عقول مجرده‌اند مىباشد و مر آنان راست تنزيه حق از نقايص امكانيه ، زيرا جميع كمالاتشان بالفعل موجود است و نقايصشان فقط از جهت احتياجشان است و امكانشان به حسب وجودات متعينه و ذوات متقيده ايشان ، و هر منزهى حق را از نقصى كه در خود است تنزيه مىكند از اين رو حكمت سبوحى را بعد از حكمت نفثيه آورد و چون حكم غالب بر نوح عليه السلام تنزيه حق است زيرا آن حضرت اول مرسلين است و شأن رسول اين است كه امت خودش را
هامش
« 1 » اينكه نوح ( ع ) تنزيه نمود يعنى امت حضرت شيث اسماء را در مرحلهء جسم مقيد كردند و أرواح را در رتبهء أجسام تنزل دادند . « 2 » اصول كافى ، جلد اول ، صفحهء 64 .