يزيد بن قيس ارحبى
وى نيز از مصاحبان پيامبر ( ص ) بوده و از رؤساى بزرگ و معتبر قبيلهء خويش بشمار ميآمده و نزد مردم عزت و احترامى وافر داشته است . هنگامى كه مردم كوفه بر عثمان شوريدند استادان قرآن كوفه انجمن نمودند و در آن به رياست وى رأى دادهاند تا استاندار و فرمانده آنخطه گشت . در جنگهاى على ( ع ) شركت داشت ، و آن حضرت او را برياست شهربانى كوفه منصوب فرمود و سپس استاندارى اصفهان و رى و همدان را به او سپرد . در بيت زير ، وى منظور است :
معاويه ! اگر بسوى ما نميشتابى ، بايد با على يا يزيد يمنى بيعت كنى
در دورهء جنگ صفين اقدامات و نطقهاى درخشانى داشت كه از روحيهء عالى و ملكات فاضله اش داستان ميكرد و خاطره اش را با نيكنامى مقرون ساخته است . « ابن مزاحم » قسمتى از آن را در كتاب « صفين » و طبرى در تاريخش و ابن اثير در تاريخ الكامل آوردهاند . از جمله اين سخنان را : « مسلمان سليم كسى است كه دين و آرائش سالم بماند . اين جماعت - دار و دستهء معاويه - با ما بر سر اين بجنگ برنخاستهاند كه ديدهاند ما دين را ضايع كردهايم و آنها ميخواهند آن را بر قرار و بر پا گردانند ، و نه بر سر اين كه ديدهاند عدالت را ما از بين بردهايم و آمدهاند تا آن را احيا گردانند . تنها بر سر اين بجنگ ما برخاستهاند كه دنياى خويش بر پا دارند و در دنيا جمعى ديكتاتور و پادشاه باشند . بنابر اين اگر بر شما چيره شوند - و خدا نكند كه چيره و شادمان شوند - در آنصورت افرادى مثل سعيد ( بن العاص ) و وليد و عبيد اللَّه بن عامر ابله را بر شما تحميل خواهند كرد كه يكى از آنها در جلسه اى سخن بياوه ميراند ، و مال خدا - يعنى اموال و مالياتهاى عمومى - را ميستاند و آنوقت ميگويد : اين مال من است و