نازل شده است . بالاخره ابن حجر در « اصابه » مينويسد : همه متفقند كه اين آيه دربارهء عمار نازل شده است .
ابن عباس ميگويد : « اين آيه دربارهء عمار نازل گشته و جريان از اين قرار بوده است كه مشركان او و پدرش ياسر و مادرش سميه را همراه صهيب و بلال و خباب و سالم گرفته بودند . سميه را ميان دو ستور بسته بودند و با نيزه بر قسمت جلو بدنش مىزدند و ميگفتند : تو بخاطر مردها مسلمان شده اى .
در نتيجهء اين شكنجه بقتل رسيد و همسرش ياسر نيز كشته شد ، و آن دو نخستين شهداى اسلامند . اما عمار آنچه را مشركان ميخواستند باجبار و تحت فشار بر زبان آورد . به پيامبر ( ص ) خبر دادند كه عمار كفر گفته است . فرمود : نه ، هرگز ، عمار آكنده از ايمان است از سر تا قدمش ، و ايمان را با گوشت و خونش در آميخته است . عمار گريان نزد پيامبر خدا ( ص ) آمد . پيامبر خدا ( ص ) در حالى كه اشك چشمانش مىسترد به او فرمود : اگر دوباره اين كار را تكرار كردند تو هم آنچه را گفتى بازگو . پس خداوند متعال اين آيت نازل گردانيد . »
حديث نزول اين آيه را در حق عمار اين محدثان آوردهاند : ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و طبرى از قول ابن عباس . و نيز عبد الرزاق و ابن سعد و ابن جرير و ابن ابى حاتم و حاكم نيشابورى - كه آن را صحيح شمرده است - و ابن مردويه و بيهقى و ابن عساكر از طريق ابى عبيدة بن محمد بن عمار از پدرش ( عمار ياسر ) ، و ابن ابى شيبه و ابن جرير و ابن منذر و ابن عساكر از ابى مالك ( 1 ) .
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : طبقات ابن سعد 3 / 178 - تفسير طبرى 14 / 122 - اسباب النزول ، واحدى 212 - مستدرك حاكم 2 / 357 - استيعاب 2 / 435 - تفسير قرطبى 10 / 180 - تفسير زمخشرى 2 / 176 - تفسير بيضاوى 1 / 683 - تفسير رازى 5 / 365 تفسير ابن جزى 2 / 162 - تفسير نيشابورى در حاشيهء تفسير طبرى 14 / 122 - بهجة المحافل 1 / 94 - تفسير ابن كثير 2 / 587 - الدر المنثور 4 / 132 - تفسير خازن 3 / 143 - اصابه 2 / 512 - تفسير شوكانى 3 / 191 - تفسير آلوسى 14 / 237 .