بنام خداوند بخشايندهء مهربان ( 1 )
منزهى تو ! حق نداريم جز تو مراد و دوستدارى بگيريم . براستى و بدرستى ميگويم كه حتما و بايست كه در حق خدا جز راست نگويم . بعضى از مردم هستند كه در بارهء خدا بدون اينكه علمى داشته باشند يا مايهء هدايتى يا كتابى روشنگر ، بمجادله مىپردازند . و ما كتابى در اختيار داريم كه سخنى براستى ميراند ، كتابى كه حقيقت را تصديق مينمايد و به زبان رسا و روشن ( يا عربى ) است . اين كتابم را ببر و به ايشان برسان و آنگاه روى از آنان برتاب ، و بگو : حق آمد و باطل نابود گشت ، زيرا باطل نابود شدنى است .
و مسلم است كه سخن را چندان پياپى گفتيم تا مگر پند گيرند . و بايد كسانى كه به دانش دسترسى يافتهاند بدانند كه آن حقيقتى است كه از جانب پروردگارت رسيده بنابر اين بايد به آن ايمان بياورند و دلهايشان در برابرش فروتن و پذيرا شود . گفتار مؤمنان بهنگامى كه بسوى خدا و پيامبرش خوانده ميشوند تا در ميانشان داورى كند جز اين نخواهد بود كه بگويند : شنيديم و بفرمانيم ، آنان كه سخن ( يا عقيده ) را گوش ميدارند و آنگاه بهترينش را پيروى ميكنند ، اينهايند كه خدا هدايتشان كرده و اينها خردمندند .
هموطنان ! در ازاى اين كار از شما پولى نميخواهم ، مزدم فقط
هامش
( 1 ) اين مقدمه - از آخرين جمله اش كه بگذريم - تركيبى از قرآن مجيد است .