تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بهانه هايش را بزنند آن هم در جائى كه سرور ما فرمانرواى گروندگان ( ع ) را ميان ايشان مىبينيم كه شهر دانش پيامبر را در بود و پس از او سرچشمه اى به شمار مىآمد براى آموزش دستورهاى كيش وى ، و پيش از همهء ياران پيامبر كارهاى بايسته را از كارهاى مباح باز مىشناخت ، پس آيا مىتوان گفت او كه نخستين نمازگزار به همراه برانگيختهء خدا ( ص ) بوده دستور نماز را نمىدانسته است ؟ و بگذريم كه خود عثمان هم به دامن اين بهانهء پوچ نياويخت و اگر دست - آويزى را كه اينان به نمايندگى او مىآرند درست مىشمرد نه روشنگرى آن را براى اين پشتيبانانش رها مىكرد و نه پس از آن كه در مىماند باز پسين پاسخ و برنده ترين سخنش آن بود كه بگويد : اين برداشتى است كه به مغز من رسيده ! و نه كسانى كه از وى پيروى نمودند تنها پشتوانهء كار خود را در پيروى از او ، پرهيز از بدى ناسازگارى مىشمردند و روا بودن كار وى را هر چند به كوتاهى باز مىنمودند . و اكنون پس از گزارشهاى انجام شده مىتوان ارزش آن چه را محب طبرى در رياض النضرة نوشته دريافت 2 / 151 : اين زمينه اى است كه براى دانستن دستور آن بايستى انديشه را به كوشش واداشت تا به چه برداشتى رسد و از همين روى است كه دانشوران در پيرامون آن ، برداشتهاى گوناگون دارند و روش او - عثمان را مىگويد - در اين باره انگيزهء آن نمىشود كه بگوئيم او از كيش راستين به در شده يا تبهكارى نموده است . پايان مردك نادان به اين اندازه در نيافته كه در برابر دستورهاى آشكار و چون و چرا ناپذير ، هيچ جائى براى آن نيست كه كسى براى رسيدن به برداشت ويژه انديشهء خود را به دست و پا زدن وا دارد ، زيرا تا روزى كه عثمان آن نوآورى ناروا را نمود دربارهء اين دستور به هيچ روى برداشتهاى گوناگونى نبود و همهء ياران پيامبر ، همداستان بودند كه - بر بنياد آئين نامه‌هاى روشن - كسى كه در
الغدير ( فارسي ) — صفحة 189 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)