تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
نويسد : اينها مؤمن بودن او را ثابت مىكند زيرا مىرساند كه در يارى رسول خدا ( ص ) و كمك رساندن به كار او تا چه اندازه پيش رفته . ذيل حديث را نيز سيد ابن معد در كتاب خود الحجة ص 30 آورده و در ص 103 مىنويسد : به اجماع مسلمانان چون ابوطالب در گذشت جبرئيل ( ع ) بر پيامبر ( ص ) فرود آمد و گفت پروردگارت تو را سلام مىرساند و مىگويد تودهء تو دست به هم داده‌اند تا شبانه بر تو بتازند و ياور تو هم در گذشته پس از ميان ايشان بدر شو آنگاه او را دستور به كوچيدن داد . اكنون در اين بيانديش كه خداى تعالى ابوطالب ( ره ) را به پيامبر ( ص ) پيوند زده و اضافه كرده و گواهى داده كه او ياور وى بوده كه در اين زمينه رساترين سرافرازىها و بزرگترين پايگاه‌ها براى ابوطالب است و قريش به آن خرسندى داده بودند كه ابوطالب با آنان رفت و آمد كند با آنكه خود شعر او را شنيده و از يگانه پرستى او و اقرارش به نبوت پيامبر ( ص ) خبر داشتند و نمىتوانستند او را بكشند و برانند چون تيرهء او از هاشميان و برادرانشان از خاندان مطلب بن عبد مناف و هم پيمانان و بستگان و پيروان ايشان - از مؤمن و كافر - همه با او همراهى مىكردند و اگر او تيرهء خويش را رها مىكرد همگان بر عليه او مىشدند و از اين روى بود كه چون ابو لهب شنيد قريش در پيرامون او گفتگو مىدارند و در كارش سخن مىگويند ايشان را گفت : دست از اين پيرمرد بداريد كه او فريفتهء برادرزاده اش است و به خدا سوگند محمد كشته نشود مگر پس از كشته شدن ابوطالب و ابوطالب هم كشته نشود مگر پس از آنكه همهء هاشميان كشته شوند و هاشميان نيز كشته نشوند تا همهء تبار عبد مناف كشته گردند و تبار عبد مناف كشته نشوند تا مردم مكه كشته شوند پس دست از او بداريد و گرنه ما نيز به سوى او گرائيم آن گروه ترسيدند كه وى چنان كند اين بود دست از آن كار كشيدند و چون سخن وى به ابوطالب رسيد طمع در كمك او بست و براى نرم كردن و به رقت آوردنش گفت : اى پسر عبد المطلب ! شگفت از بردبارى پديد آمده اى ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 354 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)