اين سختتر است زيرا اگر او اين سخنان نكوهيده را از مردان ضعيف القول نقل مىكرد او را معذور مىداشتيم و ساجى گفته هر چند راستگو است ولى بسيار جاها لغزيده و پندارهائى بىپايه دارد كه شرح آن بدرازا مىكشد ، و ابن سعد و دار قطنى گفتهاند وى بسيار مىلغزيده و مروزى گفته هر گاه حديثى را تنها او روايت كرده باشد بايد در پذيرفتن آن متوقف شد و باز ايستاد زيرا او حافظهء بسيار بدى داشته و لغزشهاى فراوان كرده
ميزان الاعتدال 2 / 221 ، تهذيب التهذيب 10 / 381
3 - سعيد بن جمهان بصرى متوفى 136 . ابو حاتم گفته : حديث وى را بايد نوشت ولى نشايد پشتوانهء روشنگرى گرفت . و ساجى گفته : حديث وى شايستهء پيروى نيست . ميزان الاعتدال 1 / 377 تهذيب التهذيب 4 / 14
امينى گويد : واى بر كم فروشان آنان كه چون از مال مردم براى خود بردارند پيمانه را تمام مىگيرند و چون از مال خود براى ايشان بكشند و پيمانه كنند به آنان زيان مىزنند آيا اينان گمان نمىبرند كه در روزى بزرگ برانگيخته خواهند شد ؟ همان روز كه مردم در برابر پروردگار جهانيان مىايستند .
اين ترازوئى كه بصرىها آوردهاند و از آسمان بصره آويخته شده ، چشمه اى در منجم ( 1 ) آن است و اصلا هم ميزان نيست تا دو كفه اش هماهنگ باشد زبانهء آن هم كجى دارد ، بگو آيا برابرند كسانى كه مىدانند و آنان كه نمىدانند ؟ بگو آيا كور و بينا برابرند يا آيا روشنى و تاريكى با يكديگر برابر است ؟
در ترازوى دادگرى و انصاف چگونه رسول خدا ( ص ) را - با آن برترين پايگاهها - در يك كفه مىنهند و پسر بوقحافه را - كه جز بوبكر چيزى نيست در كفهء ديگر ؟ كدام خوىهاى بزرگوارانه و كدام روحيات پاك و كدام منشهاى برتر و كدام حكمتهاى علمى يا عملى و كدام دانشها و آگاهىهاى پيشرو و كدام بينائى نافذ و كدام و كدام . . . در كفه اى كه بوبكر باشد هست تا او را در برابر پيامبر نهند ؟ و آيا اين سنجش را اصلا وجدان و منطق مىپذيرد تا
هامش
( 1 ) آهنى است كه شاهين ترازو ميان آن است و دو كفه در دو طرف آن .