تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
عليه السلام اعلان نمود سوره برائت را ( 1 ) . . . 4 - بغوى مفّسر در تفسيرش گويد : در حاشيه تفسير خازن ج 3 ص 49 گويد : چون سال نهم شد و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خواست حج كند ، سپس گفت : مشركين حاضر ميشدند و برهنه طواف ميكردند پس ابو بكر را در اين سال امير حاج فرستاد براى موسم كه براى مردم اقامه حج كند و با او چهل آيه از اوّل برائت فرستاد تا در موسم براى مردم قرائت كند ، سپس على ( ع ) كه خدا چهره اش را سرافراز كند فرستاد بر ناقه و شتر عضباءاش تا آنكه اوّل سوره برائت را براى مردم بخواند و او را فرمان داد كه در مكَّه و منى و عرفات اعلان كند : كه ذمّه خدا و پيامبر او از هر مشركى بيزار و نبايد برهنه اى طواف خانه كند ، پس ابو بكر برگشت و گفت : اى رسول خدا پدر و مادرم قربان شما آيا درباره من چيزى نازل شده است ، گفت : نه و ليكن براى كسى سزاوار نيست كه اين را تبليغ كند مگر مردى از اهل من آيا خشنود نيستى كه تو با من در غار باشى و بدرستيكه تو صاحب من بر حوضى ، گفت : چرا اى رسول خدا ، پس ابو بكر رفت بعنوان امير حاج و على رضى الله عنه براى اينكه ابلاغ و اعلان برائت كند ( 2 )
هامش
( 1 ) تفسير طبرى ج 10 ص 47 ، تاريخ طبرى ج 3 ص 154 . ( 2 ) و اين را بطور مرسل و ارسال مسلم و مورد قبول بلفظ مختصر و يا مفصّل ميبينى در طبقات ابن سعد ص 685 ، تفسير ابى حيّان ج 5 ص 6 ، تفسير كشاف ج 3 ص 23 ، تفسير خازن ج 2 ص 213 ، تفسير بيضاوى ج 1 ص 488 ، تفسير نسفى حاشيه خازن ج 2 ص 212 ، تفسير نيشابورى حاشيه طبرى ج 10 ص 36 ، تذكره سبط ص 22 ، امتاع مقريزى ص 499 ، الروض الانف ج 2 ص 328 ، كامل ابن اثير ج 2 ص 121 ، تفسير رازى ج 4 ص 408 شرح نهج ابن ابى الحديد ج 2 ص 240 ، شرح مواهب زرقانى ج 3 ص 91 ، الاصابه ابن حجر ص 509 ، تاريخ الخميس ج 2 ص 41 الصواعق ص 19 ، السيره النبويه زينى دحلان ج 2 ص 364 .