رضى الله عنه ايستاد و در ميان مردم اعلان كرد آنچه را كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به او فرمان داده بود . . . ( 1 )
2 - روايت شده كه ابو بكر چون در قسمتى از راه رسيد جبرئيل عليه السلام فرود آمده و گفت : اى محمد ( ص ) نبايد رسالت تو را ابلاغ كند مگر مردى از تو ، پس على ( ع ) را فرستاد و ابو بكر برگشت نزد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و گفت : اى رسول خدا آيا چيزى درباره من از آسمان نازل شده فرمود : بلى ، پس تو برو براى موسم و على ( ع ) آيات برائت را اعلان مىكند . . . نظام الدين نيشابورى در تفسير مطبوعش در حاشيه تفسير طبرى ج 1 ص 36 ياد كرده است .
3 - از سدى روايت شده گويد : چون اين آيات تا چهل آيه ( از سوره برائت ) نازل شد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آن را با ابو بكر فرستاد و امر كرد او را بر حج پس چون روانه شد و بدرخت ذى الحليفه رسيد على ( ع ) را در پى او فرستاد و آنها را از او گرفت و ابو بكر برگشت به طرف پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و گفت اى رسول خدا پدر و مادرم بفدايت آيا درباره من چيزى نازل شده گفت : نه و لكن نبايد تبليغ كند از من غير از خودم يا مردى از من ، آيا تو راضى نيستى اى ابو بكر كه در غار با من بودى و تو صاحب من بر حوضى گفت : آرى يا رسول الله ، پس ابو بكر حركت كرد براى حج و على
هامش
( 1 ) سيره ابن هشام ج 4 ص 203 ، تفسير طبرى ج 10 ص 47 ، تفسير كشاف ج 2 ص 23 ، تفسير ابن كثير ج 2 ص 334 تاريخ ابن كثير ج 5 ص 37 ، عمده القارى ج 4 ص 633 .