تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
مرا در پس او فرستاد پس من به او رسيده و آن را از او گرفتم ، پس ابو بكر گفت : چيست مرا فرمود : تو رفيق غار منى و صاحب منى بر حوض جز اينكه نبايد تبليغ كند از من غير من يا مردى از من ، طبرى آن را نقل كرده چنانچه در فتح البارى ابن حجر عسقلانى ج 8 ص 256 2 - ابو بكر بن ابى قحافه گويد : بدرستيكه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله مرا با سوره برائت بسوى مردم مكَّه فرستاد كه بعد از امسال مشركى نبايد حج كند و برهنه اى نبايد طواف خانه نمايد و داخل بهشت نميشود مگر شخص مسلمان ، كسى كه ميان او و رسول خدا پيمانيست آن را تاخير اندازد تا مدتش سپرى شود و خدا و پيامبر از مشركين بيزارند پس سه روز ( يا سه ميل ) راه رفت سپس بعلى عليه السلام فرمود : خود را بابى بكر برسان و او را برگردان بسوى من و برائت را تو ابلاغ كن ، گفت : پس على ( ع ) بفرمان رسول خدا عمل كرد و چون ابو بكر وارد شد بر پيامبر گريست و گفت : اى رسول خدا درباره من چيزى آمده ، فرمود : نيامده درباره تو مگر خير و ليكن مامور شدم كه ابلاغ نكند آن را مگر من يا مردى از من ( 1 ) 3 - ابن عباس گويد : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ابو بكر را بفرستاد پس همانطور كه ابو بكر در بعضى از راه بود كه شنيد صداى شتر قصواء رسول خدا را پس ابو بكر با ترس بيرون آمد به گمان آنكه او رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله است پس ناگاه ديد على رضى الله
هامش
( 1 ) مسند احمد ج 1 ص 3 ، و ابن خزيمه و ابو عوانه و دار قطنى در افراد چنانچه در كنز العمال ج 1 ص 246 و گنجى در كفايه ص 125 نقل از احمد و ابى نعيم و ابن عساكر و ابن كثير در تاريخش ج 7 ص 357 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 288 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)