تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
2 - نهى كردن عمر از موسوم كردن باسامى پيامبران و حال آنكه آن بهترين نامهاست بعد از اين نامهائى كه مشتق از نامهاى نيكوى خدا شده از محمّد و على و حسن و حسين و بتحقيق از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله وارد شده قول آن بزرگوار : هيچ خانه اى نيست كه در آن اسم پيامبرى باشد مگر آنكه خداوند تبارك و تعالى برانگيزد بسوى ايشان فرشته اى را كه ايشان صبح و شام تقديس كند . ( 1 ) و آنحضرت صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : بناميد بنامهاى پيامبران و محبوبترين اسمها نزد خدا عبد الله و عبد الرحمن و راستترين آنها حارث و همام و قبيحترين آنها حرب و مرّه است . ( 2 ) 3 - قرقر كردن و دلتنگ شدن او از كنيه ابو عيسى و استدلال كردن بقولش : پس آيا براى عيسى پدريست ( فهل لعيسى من اب ) آيا خليفه خيال ميكرد كه هر كس مكنّى و ملقب بابى عيسى باشد خود را پدر براى عيسى بن مريم ميداند كه كنيه بنام او گذارده تا آنكه به او گفته شود : ( فهل لعيسى من اب ) يا اينكه ( آقاى عمر ) براى عيسائى كه پدرش مكنّى بنام او شده پدرى نميديد و خيال ميكرد كه پدران بنام فرزندانشان كنيه و لقب ميگذارند و از اينجا بصهيب گفت : چيست تو را كه كنيه و لقب ابو يحيى گذارده اى
هامش
( 1 ) مدخل ابن حاج ج 1 ص 128 . ( 2 ) سنن ابى داود ج 2 ص 307 سنن بيهقى ج 9 ص 306 استيعاب در ترجمه ابى وهب ج 2 ص 700 ، زاد المعاد ابن قيّم ج 1 ص 258 ، 260 و آن را صحيح دانسته .