بزشتترين دزديها سرقت كردهاند براى اينكه دزد در بيشتر اوقات دزدى نميكند مگر از يكنفر يا دو نفر يا بيشتريكه انگشتشمار باشد ليكن اين جماعت به حكم اين مصادره و مناصفه دزدانى از مال همه مسلمين هستند و پيش از اين قضيه و بعدها امين ايشان بودند بر نفوس مسلمين و اعراض و اموال و احكامشان به عامل قرار دادنشان بر شهرها و بنده گان غير اينكه در ميان ايشان كسانى بودند كه بعد از پرداخت جريمه خود را بر كنار كشيد و ديگر زير بار عمر نرفت ، آيا صحيح است ايشان دزد و مختلس بودند ، من نميدانم يا آيا درست است كه ايشان همگى عادل و پرهيزگار بودند ، نيز بنده نميدانم .
86 خليفه در خريدن شتر
از انس بن مالك روايت شده كه گويد : يكنفر اعرابى با شتريكه مال او بود آمد كه آن را بفروشد پس عمر آمد پيش او و چونه ميزد پس شروع كرد عمر يكى يكى شترانرا با پايش ميزد تا اينكه شتر برانگيزد و عمر ببيند كه پاهاى شتر چگونه است ، پس اعرابى مرتب ميگفت بى پدر شتر مرا ول كن و عمر را گفته اعرابى منتهى نميكرد كه اين كار را بدونه دونه شترها نكند پس اعرابى بعمر گفت : من خيال ميكنم كه تو مرد بدى هستى ، پس چون از آن فارغ شد شترها را خريد و گفت آنها را بران و قيمتش را بگير ، پس اعرابى گفت : نمىرانم مگر آنكه جهاز و پلاسهاى آنها را بردارم ، عمر گفت من آنها را با جهاز و پلاس خريدهام پس آنها هم مال منست چنانچه خريدهام اعرابى گفت