پس على عليه السلام نامه را خواند و فورا پشت آن نوشت :
جواب نامه قيصر روم و مسائل او :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
اما بعد ، كه من مطلَّع و آگاه شدم كه نامه تو اى پادشاه و من پاسخ تو را مىدهم بكمك و نيرو و بركت خدا و بركت پيامبرمان محمد صلَّى اللَّه عليه و آله :
1 - اما چيزى كه خداى تعالى آن را نيافريده ، آن قرانست چونكه آن كلام خدا و صفت اوست و همينطور كتابهاى نازل شده و خداى سبحان قديم است و همچنين صفات او .
2 - و اما چيزى كه خدا نميداند پس قول شماست كه براى او فرزند و همسر و شريك است ، نيست خدا كه فرزندى اختيار كند و با او خدائى نيست زائيده نشده و نمىزايد * ( ( لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ) ) * .
3 - و اما چيزى كه پيش خدا نيست ظلم و ستم است ، نيست پروردگار تو ستم كننده بر بندگانش .
4 - و اما آنچه تمامش دهانست آن آتش است كه هر چه از هر طرف در او افكنده شود مىخورد .
5 - و اما آنچه تمامش پاست : آبست .
6 - و اما آنچه تمامش چشم است : خورشيد است .
7 - و اما آنچه تمامش بال است : باد است .
8 - و اما آنكه فاميلى برايش نيست : حضرت آدم عليه السلام .
9 - و اما آنكه شكمى آنها را برنداشت : چهار چيز است :
1 - عصاى موسى ، 2 - قوچ ابراهيم ، 3 - آدم و 4 - حواء .