تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
10 - و اما آنكه نفس ميكشد بدون روح آن صبح است براى گفته خداى و الصبح اذا تنفس . 11 - و اما ناقوس : پس آن ميگويد « طقا طقّا ، حقا حقا مهلا مهلا عدلا عدلا صدقا صدقا ، ان الدنيا قد غرتّنا و استهوتنا تمضى الدنيا قرنا قرنا ما من يوم يمضى عنّا الا او هى منّا ركنا انّ الموت قد اخبرنا انّا نرحل فاستوطنا » . بدرستيكه دنيا ما را فريب داد و بازى داد دنيا قرن قرن ميگذرد هيچ روزى از ما نميگذر جز اينكه ركنى از ما را سست و خراب مىكند براستيكه مرگ ما را خبر داده كه ما خواهيم رفت پس ما دل بسته و وطن نموديم . 12 - و امّا حركت كننده : پس طور سينا هنگاميكه بنى اسرائيل عصيان نمودند و بين آن و زمين مقدسه چند شبانه روز فاصله بود پس خدا قطعه از آن را كند و براى آن دو بال از نور قرار داد پس روى سر آنها نگاه داشت و اين است قول خداى تعالى : * ( وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّه ظُلَّةٌ وَظَنُّوا أَنَّه واقِعٌ بِهِمْ ) * ( 1 ) و زمانيكه ما بلند كرديم كوه را بالاى سر ايشان مثل آنكه آن سايبانى بود و گمان كردند كه آن بر ايشان فرود آيد ، و بنى اسرائيل را فرمود : اگر ايمان نياوريد آن را بر شما فرود آورم پس چون توبه آوردند بجاى خودش برگردانيد . 13 - و امّا مكانى كه نتابيد بر آن آفتاب مگر يك مرتبه : پس آن زمين دريا بود وقتى كه خدا آن را شكافت پس خدا آن را شكافت براى موسى عليه السلام و آب بلند شد مانند كوه‌ها و زمين خشكيد بتابش
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 170 .