شما راهنمائى براى كينه توز و احمق است ( 1 ) .
: و داستان مرغ بريان و برهانيت براى هر كسى كه از روى تعمّد و دشمنى از خط شما منحرف باشد .
: و سئوال كن از او روزى كه بالاى منبر بوده مردم ميترسيدند از اژدهائى
: پس فرمود : راه را بر او باز گذاريد كه زيانى نخواهيد ديد از آمدن او بسوى من .
: پس اژدها آمد تا آنكه از پلَّههاى منبرش بالا رفت در حالى كه همهمه ميكرد به زبان نرم گنهكارى .
: كيست جز او كه درونش پر از دانش نهائى باشد و كيست غير از او كه بگويد از من بپرسيد پيش از مفقود شدن من .
: و كيست كه جان خود را فداى جان پيامبر كرد در حالى كه اطراف فراش پيامبر را كفّار و طاغيان گرفته بودند .
: و كيست كه در حال ركوع تصدّق داد و سجده به بت نكرد چنانچه آن مردم سجده به بتها ميكردند .
: كيست كه در خانه خدا زادگاه او بوده و خداوند او را مصون داشت از زيان و دشمنى دشمنان .
: كيست جز او كه با خدا سخن گفت و پيامبرى به او تقويت يافت در نهان و آشكارا .
: كيست كه پرچم در روز ( خيبر ) به او داده شده هنگاميكه آتش
هامش
( 1 ) اشاره به رفتن افعى است كه در كفش آنحضرت رفت و كلاغى آن كفش را به هوا برد و مار را از درونش انداخت .