تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
شما راهنمائى براى كينه توز و احمق است ( 1 ) . : و داستان مرغ بريان و برهانيت براى هر كسى كه از روى تعمّد و دشمنى از خط شما منحرف باشد . : و سئوال كن از او روزى كه بالاى منبر بوده مردم ميترسيدند از اژدهائى : پس فرمود : راه را بر او باز گذاريد كه زيانى نخواهيد ديد از آمدن او بسوى من . : پس اژدها آمد تا آنكه از پلَّه‌هاى منبرش بالا رفت در حالى كه همهمه ميكرد به زبان نرم گنهكارى . : كيست جز او كه درونش پر از دانش نهائى باشد و كيست غير از او كه بگويد از من بپرسيد پيش از مفقود شدن من . : و كيست كه جان خود را فداى جان پيامبر كرد در حالى كه اطراف فراش پيامبر را كفّار و طاغيان گرفته بودند . : و كيست كه در حال ركوع تصدّق داد و سجده به بت نكرد چنانچه آن مردم سجده به بتها ميكردند . : كيست كه در خانه خدا زادگاه او بوده و خداوند او را مصون داشت از زيان و دشمنى دشمنان . : كيست جز او كه با خدا سخن گفت و پيامبرى به او تقويت يافت در نهان و آشكارا . : كيست كه پرچم در روز ( خيبر ) به او داده شده هنگاميكه آتش
هامش
( 1 ) اشاره به رفتن افعى است كه در كفش آنحضرت رفت و كلاغى آن كفش را به هوا برد و مار را از درونش انداخت .