تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
: هلاك كننده دليران و كشنده سركشان بخشنده عطايا و امان گناهكار ترسو . : بشمشير او اسلام استوار شد وقتى كه بتها شكسته و فرو ريخت و چه بزرگست ريزنده بتها و بنا كننده اسلام . : به پرس روز احد و چاه ( 1 ) و در روز بدر و خيبر اى كسى كه مرا سرزنش ميكنى . : و روز صفين در حالى كه دلها همه بيمناك و حيران بود در چنين هنگاميكه دو گروه بهم افتادند : و روز عمرو بن عبدود ( روز خندق ) موقعى كه شمشيرى بر شمشير او زد كه نزديك كرد مگر دليران را . : و در روز غدير كه پيامبر ( ص ) اظهار فرمود براى او مناقبى را كه ناراحت كرد كينه توز بدگو را . : وقتى كه گفت هر كس من مولاى اويم پس تو براى او مولائى كه به تو هدايت مىكند خدا و هم و سرگردانى را . : تو براى من بمنزله هارون از موسائى و بعد از من ديگر پيامبرى نخواهد آمد . : برگشت خورشيد بسرعت نشانه درخشنده اى است كه از آوردن آن هر انسانى عاجز و قاصر است . : و براستى كه در داستان افعى و رفتن او در كفش و پاپوش
هامش
( 1 ) قليب چاه عميق و خطرناك بدر است كه آنحضرت شبانه از آنجا آب آورد و هيچكس جرئت اين را نداشت .